جالب انگیز ناک
جمعه 18 مرداد 1392 :: نویسنده : سید محمدرضا حجازی
مصاحبه کننده :

در هواپیمائی ۵۰۰ عدد آجر داریم، ۱ عدد آنها را از هواپیما به بیرون پرتاب میکنیم. الان چند عدد آجر داریم ؟

متقاضی :
۴۹۹ عدد !

مصاحبه کننده
:

سه مرحله قرار دادن یک فیل داخل یخچال را شرح دهید
.

متقاضی
:

مرحله اول: در یخچالو باز میکنیم – مرحله دوم: فیلو میذاریم تو یخچال – مرحله سوم: در یخچالو میبندیم
!!

مصاحبه کننده
:

حالا چهار مرحله قرار دادن یک گوزن در یخچال را توضیح دهید
!

متقاضی
:

مرحله اول: در یخچالو باز میکنیم – مرحله دوم: فیلو از تو یخچال در میاریم

مرحله سوم: گوزنو میذاریم تو یخچال – مرحله چهارم: در یخچالو میبندیم
!!

مصاحبه کننده
:

شیر واسه تولدش مهمونی گرفته، همه حیوونا هستن جز یکی. اون کیه ؟

متقاضی
:

گوزنه که تو یخچاله
!!

مصاحبه کننده
:

چگونه یک پیرزن از یک برکه پر از سوسمار رد میشود ؟

متقاضی
:

خیلی راحت، چون سوسمارا همشون رفتن تولد شیر
!!

مصاحبه کننده
:

سوال آخر. اون پیرزن کشته شد، چرا ؟

متقاضی : امممممممم، نمیدونم، غرق شد ؟

مصاحبه کننده
:

نه، اون یه دونه آجری که از هواپیما انداختی پائین خورد تو سرش مرد !!! شما مردود شدین، نفر بعدی لطفا
:|

 





نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها : مطالب خواندنی جالب طنز زیبا، جالب انگیزناک،
پنجشنبه 13 تیر 1392 :: نویسنده : سید محمدرضا حجازی
عصر ایران: به دنبال پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری و جشن های پیروزی مردم در خیابان های شهرهای ایران در روز شنبه (25 خرداد) و بعد از آن پیروزی تیم ملی فوتبال ایران بر کره جنوبی و صعود به جام جهانی، کاهش قیمت دلار ، طلا ، خودرو و ... صفحات طنزی در واکنش به اتفاقات در شبکه اجتماعی فیس بوک ایجاد شده است.

صفحات " روحانی مچکریم" ، " شیخ خوش قدم" از جمله این صفحات هستند.

در این دو صفحه، جمله هایی به طنز منتشر می شود و عبارت مشترک همه آنها این است: "روحانی مچکریم" و در بطن خود ، این پیام را دارند که نباید انتظار داشت با آمدن روحانی همه چیز ، حتی مسائل بی ربط به دولت ، یک شبه درست شود. در واقع ، این اندیشه با جملات طنز و روزمره ، به طور غیرمستقیم بیان می شود.

با توجه به جالب بودن این جملات، برخی از آنها را مرور می کنیم:

- حتی شامی های مادر هم خوشمزه تر شده اند
روحانی مچکریم

- از وقتی روحانی رییس جمهور شده همه چی بانظم و ترتیب پیش میره مثلا شماببین:
اخرین روز هفته گذشته اخرین روز ماه بود اخرین روز بهار هم بود و اولین روز هفته ، اولین روز ماه بود اولین روز تابستونم بود
روحانی مچکریم

 

- لب پنجره نشسته بودم یهویی دیدم یه هلیکوپتر اومد بالا ساختمونمون و یه مامور نیرو انتظامی با عملیات راپل اومد رو پشت بوم دیش ماهواره مونُ تنظیم کرد و رفت :))
روحانی مُچکریم


-الان پشه اومد بهم گفت :
سلام ، نیشت بزنم ؟
گفتم نه عزیزم مرسی ...
گفت خواهش میکنم و رفت !
پشه ها چه با ادب شدن !
روحانی مچکریم

- لباسام دیگه بوی سیگار نمی گیرند
روحانی مچکرم .

- می گن تو دوره ریاست روحانی ،
وقتی سر کلاس خوابت برده ،
استاد می یاد پتو می ندازه روت....
روحانی مچکریم

- عاقد: برای بار آخر میپرسم عروس خانوم بنده وکیلم
عروس: با اجازه بزرگتها و آقای روحانی بعله ! :))
داماد: روحانی مچکریم :))

 


-ﻣﺜﻞ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﯿﮕﻦ ﺳﺮﻣﺮﺑﯽ ﮐﺮﻩ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺑﺎﺯﯼ ﺗﻮ ﺳﺎﻟﻦ ﮐﻨﻔﺮﺍﻧﺲ ﺯﺩﻩ ﺯﯾﺮ ﮔﺮﯾﻪ ﮔﻔﺘﻪ :
ﭼﻨﮓ ﭼﯿﻮﻧﮓ ﻫﻮ ﻓﻨﮓ ﭼﺎﻧﮓ ﻫﯿﻮ ﻓﺎﻧﮓ ﭼﻮ ﻓﻨﮓ ﭼﯿﺎﻧﮓ ﻫﻮﻧﮓ ﻓﻮ ﺟﯽ ﺳﯿﻮﻧﮓ ﻫﻮﻧﮓ ﺳﺎﻧﮓ ﺳﻮﻧﮓ ﻓﻨﮓ .
ﻭ ﺩﺭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﮔﻔﺘﻪ :
ﭼﺎﻧﮓ ﻓﻨﮓ ﺳﻮ ﻟﯽ ﺳﯿﻮﻧﮓ ﻭﻭ ﭼﻨﮓ ﭼﯿﻮﻧﮓ ﻫﯽ ﺳﺎﻧﮓ ﭼﻮﻧﮓ ﻓﻨﮓ ﻫﺎﻧﮓ ﺳﯿﻮﻧﮓ ﻫﻨﮓ ﻭﻭ
ﻣﻦ ﮐﻪ ﺍﺷﮑﻢ ﺩﺭﺍﻭﻣﺪ ﻣﺨﺼﻮﺻﺎ ﺍﻭﻧﺠﺎﯾﯿﺶ ﮐﻪ ﮔﻔﺖ :
" ﺳﺎﻧﮓ ﭼﻮﻧﮓ ﻓﻨﮓ ﻫﺎﻧﮓ ﺳﯿﻮﻧﮓ ﻫﻨﮓ ﻭﻭ " ﻭﺍﻗﻌﺎ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﺑﻮﺩ .
روحانی مُچکریم

-از وَقتــی روحــانی رییس جمهـــور شــــد
برادرم تونست امسال دیپلمش رو بگیره
روحانی مُچکریم

-عَز وَختی روحــانی رعیس جمهور شد
ضبطِ ماشــــینم فَقَد شاد میخونه
روحانی مُچَکِریـــم

-از وقتــی روحــانی رییس جمهـــور شد
صفِ نونوایی سرِ کوچمون شلوغ تر شده ، خدا بده برکت
روحانی مُچکریم

-از وقتــی روحـانی رییس جمهـــور شـــد
شبا راحت تر میخوابم
روحانی مُچکریم

-خدایی ایــــــن یِکی رو راســت میگــم
از وقتــی روحــــانی رییس جمهـــور شد
عکـس هـــــام خـوب لایک می خورن
روحانی مُچکریم

-از وقتی روحانی اومده
دیگه سیم هندز فریم گره نمیخوره !!!
روحانی مچکریم

-تازگیا وقتی ناخونامو می گیرم این گوشت بغل انگشتم رو نمی گیرم
روحانی مچکریم

-تیکه های آخر رانی آناناس راحت در میاد
روحانی مچکریم

- از وقتی روحانی رای آورده ویندوز لپ تاپـم زودتر لود میـشه !
روحانی مچکریم

- از وقتی روحانی ریس جمهور شده دیگه این انگشت کوچیک پام گیر نمی کنه به گوشه مبل ...!
روحانی مچکریم :))

- از وقتی روحانی رای آورده موقع سرما خوردگی بینیم کیپ نمیشه
مچکریم روحانی


- رفتم بنزین بزنم وقتی پول دادم به یارو 4900 برداشت بقیه رو پس داد اشک تو چشام جمع شده بود یه نگاه به اسمون کردم گفتم روحانی ...
یارو برگشت گفت خفه شو گازوئیل زدی :|

- دیگه وقتی برام خواستگار میاد سینی چایی تو دستم به حالت بندری نمیلرزه
مچکرم روحانی...دختر دم بخت محل

- قدیمترها لحن مردها:
گستاخی مکن زن!! طعام را بیاور
امــا اکنون :
عسلم امشب ظرفا نوبت منه یا تو
روحانی خانوما مچکرن :>

- امروز صبح که از خواب بیدار شدم اولین سوالی که برام پیش اومد این بود که من کجام !؟
یه کم که دقت کردم فهمیدم مامانم اتاقمو تمیز کرده
مچکریم روحانی

- جدیدا وقتی اینترنت اکسپلور اشتباهی باز میشه،دیگه تو شصت تا تب باز نمیشه زودم بسته میشه
تازه عذر خواهی هم میکنه
روحانی مچکریم

-امروز رفتم بانک یه پولی واریزکنم دیدم نه صفی نه نوبتی!
یدفه کارمند بانک گفت : آقا نیما وام نمیخوای؟ آمادس ها ضامن هم نمیخواهیم !!!
منم که از خدا خواسته گفتم باشه فرمشو بدید پر کنم...
گفت : فرمشو قبلا من واستون پر کردم فقط شما لطف کن یه امضا زیر این فرم بزن !!
منم امضارو زدم و در عین ناباوری بیست میلیون وام رو داد به من !!
روحانی مچکریم

- امروزصبح برای اولین بار زودبیدار شدم و رفتم نون خریدم...
بابام بهم خندید و روشو کرد اون طرفو گفت:
مچکریم روحانی


- از وقتی روحانی رییس جمهور شده گوشیم بیشتر شارژ نگه میداره.
روحانی مچکریم

- ﻣﻦ ﺍﻟﺎﻥ ﮔﺸﻨﻤﻪ، ﻫﯿﭽﯽ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ
ﺍﯾﻦ ﭼﻪ ﻭﺿﻌﺸﻪ
ﺩﮐﺘﺮ ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﺟﻮﺍﺏ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﻣﺎ!؟

- یه عده ای اعتراض دارن: شبا که میخوابیم چرا روحانی چراغو برامون خاموش نمیکنه و اینا ... باید بگم که الان فصل امتحاناته و آقای روحانی درگیر پاس کردن واحد و نمره گرفتنه برای ما :|
آدمای بی ملاحظه!
.
.
.
روحانی مچکریم!

- رفتم هندونه خریدم، بازش کردم دیدیم سفیده، روحانی از تو بعید بود...
این بود جواب اعتماد ما به شما ؟


- هرجا سخن از تچکر(تشکر) است، نـام روحانی می درخشد :))

- امروز براى اولین بار دیدم یه نیسان راهنما زد و با احتیاط پیچید
روحانى مچکریم

- ﺍﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ ﺭﺋﯿﺲ ﺟﻤﻬﻮﺭ ﺷﺪﻩ ﺳﻮﺍﻻﺕﮐﻨﮑﻮﺭ ﻫﻢ
ﺭﺍﺣﺖ ﺷﺪﻩ ! ﮐﻨﮑﻮﺭﯼ ﻫﺎ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﻧﺒﺎﺷﯿﺪ .
ﻣﺜﻼ ﺳﻮﺍﻻﺕ ﮐﻨﮑﻮﺭ ﻫﻨﺮ؟
ﻫﻨﺮﭘﯿﺸﻪ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﺳﯿﻨﻤﺎ؟
· ﻣﺤﻤﺪﺭﺿﺎ ﺩﺷﺖ
· ﻣﺤﻤﺪﺭﺿﺎ ﮔﻠﺰﺍﺭ
· ﻣﺤﻤﺪﺭﺿﺎ ﻋﻠﻔﺰﺍﺭ
· ﻣﺤﻤﺪﺭﺿﺎ ﭼﻤﻨﺰﺍﺭ
ﻫﻨﺮﭘﯿﺸﻪ ﻣﺮﺣﻮﻡ ﺳﯿﻨﻤﺎ؟
· ﺭﺿﺎ ﻣﺎﮐﺴﯿﻤﺎ
· ﺭﺿﺎ ﻓﻮﻟﮑﺲ
· ﺭﺿﺎ ﮊﯾﺎﻥ
· ﺭﺿﺎ ﺧﺎﻭﺭ
ﻫﻨﺮﭘﯿﺸﻪ ﻣﺮﺣﻮﻡ ﻓﯿﻠﻢ ﻣﻤﻞ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽ؟
· ﻧﻌﻤﺖ ﺍﻟﻪ ﻣﯿﻨﻮ
· ﻧﻌﻤﺖ ﺍﻟﻪ ﮔﺮﺟﯽ
· ﻧﻌﻤﺖ ﺍﻟﻪ ﺳﺎﻗﻪ ﻃﻼﯾﯽ
· ﻧﻌﻤﺖ ﺍﻟﻪ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﻋﺴﻞ
ﻫﻨﺮﭘﯿﺸﻪ ﺯﻥ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﺳﯿﻨﻤﺎ؟
· ﻫﺪﯾﻪ ﺗﻬﺮﺍﻧﯽ
· ﮐﺎﺩﻭﯼ ﺗﻬﺮﺍﻧﯽ
· ﭼﺸﻢ ﺭﻭﺷﻨﯽ ﺗﻬﺮﺍﻧﯽ
· ﻗﺎﺑﻞ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﺗﻬﺮﺍﻧﯽ
ﺑﺎﺯﯾﮕﺮ ﭼﺸﻢ ﺭﻭﺷﻦ ﺳﯿﻨﻤﺎ ﻭ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻥ؟
· ﻓﺎﺭﺳﺎ ﭘﯿﺮﺯﻭﻓﺮ
· ﭘﺎﺭﺳﺎ ﭘﯿﺮﻭﺯﻓﺮ
· ﻓﺎﺭﺳﺎ ﻓﯿﺮﻭﺯﭘﺮ
· ﭘﺎﺭﺳﺎ ﭘﯿﺮﻭﺯﭘﺭ
ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺳﺆﺍﻻﺕ ﺗﺮﺑﯿﺖ ﺑﺪﻧﯽ
ﻣﺮﺑﯽ ﻭ ﺑﺎﺯﯾﮑﻦ ﺳﺎﺑﻖ ﭘﺮﺳﭙﻮﻟﯿﺲ؟
· ﻋﻠﯽ ﭘﺮﻭﯾﻦ
· ﻋﻠﯽ ﺷﻬﯿﻦ
· ﻋﻠﯽ ﻣﻬﯿﻦ
· ﻋﻠﯽ ﻧﮑﯿﺴﺎ
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻭﺳﺎﺋﻞ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﻓﯿﺰﯾﮏ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺩﺭ
ﺗﻠﺴﮑﻮﭖ
ﻭ ﻣﯿﮑﺮﻭﺳﮑﻮﭖ؟
· ﻋﺪﺳﯽ
· ﮐﺎﭼﯽ
· ﻓﺮﻧﯽ
· ﺳﺮﺷﯿﺮ ﺑﺎ ﺩﻭﻍ
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﺷﮑﺎﻝ ﻣﺎﺩﻩ؟
· ﯾﺨﭽﺎﻝ
· ﺑﺨﺎﺭﯼ
· ﺁﺑﮕﺮﻣﮑﻦ
· ﮔﺎﺯ
مچکریم روحانی

- ﺭﻓﺘﻢ ﺩﺍﺭﻭﺧﻮﻧﻪ، ﺻﻨﺪﻭﻗﺪﺍﺭ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﭼﺴﺐ ﺯﺧﻢ ﺑﻘﯿﻪ
ﭘﻮﻟﻢ ﺭﻭ ﺩﺍﺩ ((:
ﺍﯾﻨﺠﺎﺱ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻦ :
ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ مچکریم

- یکی از بچه های پیج پی ام داده...
شارژ 2 تومنی خریدم، 5 تومنی بود!!!
روحانی مچکریم...

- امروز دی وی دی رایترم با زدن اولین کلید اومد بیرون...!
روحانی مچکریم...

-عکس میندازم چشام قرمز نمیافته :))
روحانی مچکریم

- به نظر من فیسبوک علاوه بر لایک یه گزینه برای تشکر از روحانی هم برای ایرانیا اضافه کنه !

- ﺍﺯ ﺁﻗﺎﻱ ﺭﻭﺣﺎﻧﻲ ﺗﻘﺎﺿﺎ ﺩﺍﺭﻳﻢ ... ﺩﺭ ﺍﺳﺮﻉ ﻭﻗﺖ ﺑﻪ
ﻣﻠﺖ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻨﻪ ﻛﻪ ﺍﻳﺸﻮﻥ ﺭﺋﻴﺲ ﺟﻤﻬﻮﺭﻩ ﻧﻪ ﻫﺮﻱ پاتر ...




نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها : روحانی مچکریم، فیسبوک، رئیس جمهور، جالب انگیز ناک،
پنجشنبه 12 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : سید محمدرضا حجازی
مرد ثروتمندی مباشر خود را برای سركشی اوضاع فرستاده بود. پس از مراجعه پرسید:


-جرج از خانه چه خبر؟

-خبر خوشی ندارم قربان سگ شما مرد.

-سگ بیچاره پس او مرد. چه چیز باعث مرگ او شد؟

-پرخوری قربان!

-پرخوری؟مگه چه غذایی به او دادید كه تا این اندازه دوست داشت؟

-گوشت اسب قربان و همین باعث مرگش شد.

-این همه گوشت اسب از كجا آوردید؟

-همه اسب های پدرتان مردند قربان!

-چه گفتی؟همه آنها مردند؟

- بله قربان . همه آنها ازكار زیادی مردند.

برای چه این قدر كار كردند؟

-برای اینكه آب بیاورند قربان!

-گفتی آب آب برای چه؟

-برای اینكه آتش را خاموش كنند قربان!

-كدام آتش را؟

-آه قربان! خانه پدر شما سوخت و خاكستر شد.

-پس خانه پدرم سوخت ! علت آتش سوزی چه بود؟

-فكر می كنم كه شعله شمع باعث این كار شد. قربان!

-گفتی شمع؟ كدام شمع؟

-شمع هایی كه برای تشیع جنازه مادرتان استفاده شد قربان!

-مادرم هم مرد؟

-بله قربان .زن بیچاره پس از وقوع آن حادثه سرش را زمین گذاشت و دیگر بلند نشد قربان.!

-كدام حادثه؟

-حادثه مرگ پدرتان قربان!

-پدرم هم مرد؟

-بله قربان. مرد بیچاره همین كه آن خبر را شنید زندگی را بدرود گفت.

-كدام خبر را؟

-خبر های بدی قربان. بانك شما ورشكست شد. اعتبار شما از بین رفت و حالا بیش از یك سنت تو این دنیا ارزش ندارید .من جسارت كردم قربان خواستم خبر ها را هر چه زودتر به شما اطلاع بدهم قربان!!!




نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها : جالب انگیز ناک، داستان کوتاه، جالب و خواندنی، طنز، لبخند،
چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : سید محمدرضا حجازی
چشم‌هایتان را باز می‌کنید. متوجه می‌شوید در بیمارستان هستید. پاها و دست‌هایتان را بررسی می‌کنید. خوشحال می‌شوید که بدن‌تان را گچ نگرفته‌اند و سالم هستید.. دکمه زنگ کنار تخت را فشار می‌دهید. چند ثانیه بعدپرستار وارد اتاق می‌شود و سلام می‌کند. به او می‌گویید، گوشی موبایل‌تان را می‌خواهید. از این‌که به خاطر یک تصادف کوچک در بیمارستان بستری شده‌اید و از کارهایتان عقب مانده‌اید، عصبانی هستید. پرستار، موبایل را می‌آورد. دکمه آن را می‌زنید، اما روشن نمی‌شود. مطمئن می‌شوید باتری‌اش شارژ ندارد. دکمه زنگ را فشار می‌دهید. پرستار می‌آید…
«ببخشید! من موبایلم شارژ نداره. می‌شه لطفا یه شارژر براش بیارید»؟
 
«متاسفم. شارژر این مدل گوشی رو نداریم».
 
«یعنی بین همکاراتون کسی شارژر فیش کوچک نوکیا نداره»؟
 
«از ۱۰سال پیش، دیگه تولید نمی‌شه. شرکت‌های سازنده موبایل برای یک فیش شارژر جدید به توافق رسیدن که در همه گوشی‌ها مشترکه».
 
«۱۰سال چیه؟ من این گوشی رو هفته پیش خریدم».
 
«شما گوشی‌تون رو  یک هفته پیش از تصادف خریدین؛ قبل از این‌که به کما برید». «کما»؟!
 
باورتان نمی‌شود که در اسفند۱۳۸۷ به کما رفته‌اید و تیرماه ۱۴۱۲ به هوش آمده‌اید. مطمئن هستید که نه می‌توانید به محل کارتان بازگردید و نه خانه‌ای برایتان باقی مانده است. چون قسط آن را هر ماه می‌پرداختید و بعد از گذشت این همه سال، حتما بوسیله بانک مصادره شده است. از پرستار خواهش می‌کنید تا زودتر مرخص‌تان کند.
 
«از نظر من شما شرایط لازم برای درک حقیقت رو ندارین».
 
«چی شده؟ چرا؟ من که سالمم»!
 
«شما سالم هستید، ولی بقیه نیستن».
 
«چه اتفاقی افتاده»؟
 
«چیزی نشده! ولی بیرون از این‌جا، هیچکس منتظرتون نیست».
 
چشم‌هایتان را می‌بندید. نمی‌توانید تصور کنید که همه را از دست داده‌اید. حتی خودتان هم پیر شده‌اید. اما جرأت نمی‌کنید خودتان را در آینه ببینید.
 
«خیلی پیر شدم»؟
 
«مهم اینه که سالمی. مدتی طول می‌کشه تا دوره‌های فیزیوتراپی رو انجام بدی»..
 
از پرستار می‌خواهید تا به شما کمک کند که شناخت بهتری از جامعه جدید پیدا کنید..
 
«اون بیرون چه تغییرایی کرده»؟
 
«منظورت چه چیزاییه»؟
 
«هنوز توی خیابونا ترافیک هست»؟
 
«نه دیگه. از وقتی طرح ترافیک جدید رو اجرا کردن، مردم ماشین بیرون نمیارن».
 
«طرح جدید چیه»؟
 
«اگر راننده‌ای وارد محدوده ممنوعه بشه، خودش رو هم باماشینش می‌برن پارکینگ و تا گلستان سعدی رو از حفظ نشه، آزاد نمی‌شه».
 
«میدون آزادی هنوز هست»؟
 
«هست، ولی روش روکش کشیدن».
 
«روکش چیه»؟
 
«نمای سنگش خراب شده بود، سرامیک کردند».
 
«برج میلاد هنوز هست»؟
 
«نه! کج شد، افتاد»!
 
«چرا؟ اون رو که محکم ساخته بودن».
 
«محکم بود، ولی نتونست در مقابل ایرباس A380 مقاومت کنه».
 
«چی؟!…. هواپیما خورد بهش»؟
 
«اوهوم»!
 
«چه‌طور این اتفاق افتاد»؟
 
«هواپیماش نقص فنی داشت، رفت خورد وسط رستوران‌ گردان برج».
 
«این‌که هواپیمای خوبی بود. مگه می‌شه این‌جوری بشه»؟
 
«هواپیماش چینی بود. فیلتر کاربراتورش خراب شده بود، بنزین به موتورها نرسید، اون اتفاق افتاد».
 
«چند نفر کشته شدن»؟
 
«کشته نداد».
 
«مگه می‌شه؟ توی رستوران گردان کسی نبود»؟
 
«نه! رستوران ۴سال پیش تعطیل شد»..
 
«چرا»؟
 
«آشپزخونه‌اش بهداشتی نبود».
 
«چی می‌گی؟!… مگه می‌شه آخه»؟
 
«این اواخر یه پیمانکار جدید رستوران گردان رو گرفت، زد توی کار فلافل و هات‌داگ….».
 
«الان وضعیت تورم چه‌جوریه»؟
 
«خودت چی حدس می‌زنی»؟
 
«حتما الان بستنی قیفی، ۱۴هزار تومنه».
 
«نه دیگه خیلی اغراق کردی. ۱۲هزار تومنه».
 
«پراید چنده»؟
 
«پرایدهای قدیمی یا پراید قشقایی»؟
 
«این دیگه چیه»؟
 
«بعد از پراید مینیاتور و ماسوله، پراید قشقایی را با ایده‌ای از نیسان قشقایی ساختن».
 
«همین جدیده، چنده»؟
 
«۷۰میلیون تومن».
 
«پس ماکسیما چنده»؟
 
«اگه سالمش گیرت بیاد، حدود ۲ یا ۲ و نیم….».
 
«یعنی ماکیسما اسقاطی شده؟ پس چرا هنوز پراید هست»؟
 
«آزادراه تهران به شمال هم هنوز تکمیل نشده».
 
«تونل توحید چه‌طور»؟
 
«تا قبل از این‌که شهردار بازنشسته بشه، تمومش کردن».
 
«شهردار بازنشسته شد»؟
 
«آره».
 
«ولی تونل که قرار بود قبل از سال۱۳۹۰ افتتاح بشه».
 
«قحطی سیمان که پیش اومد، همه طرح‌ها خوابید».
 
«چندتا خط مترو اضافه شده»؟
 
«هیچی! شهردار که رفت، همه‌جا رو منوریل کشیدن. مترو رو هم تغییر کاربری دادن».
 
«یعنی چی»؟
 
«از تونل‌هاش برای انبار خودروهای اسقاطی استفاده کردن».
 
«اتوبوس‌های BRT هنوز هست»؟
 
«نه! منحلش کردن، به جاش درشکه آوردن. از همونایی که شرلوک هلمز سوار می‌شد».
 
«توی نقش‌جهان اصفهان دیده بودم از اونا…»
 
«نقش‌جهان رو هم خراب کردن».
 
«کی خراب کرد»؟
 
«یه نفر پیدا شد، سند دستش بود، گفت از نوادگان شاه‌عباسه، یونسکو هم نتونست حرفی بزنه».
 
«خلیج‌فارس چه‌طور؟»
 
«اون هم الان فقط توی نقشه‌های خودمون، فارسه. توی نقشه گوگل هم نوشته خلیج صورتی».
 
«خلیج صورتی چیه»؟
 
«بعضی‌ها به نشنال‌جئوگرافیک پول می‌دادن تا بنویسه خلیج عربی، ایران هم فشار میاورد و مدرک رو می‌کرد. آخرش گوگل لج کرد، اسمش رو گذاشت خلیج صورتی…»
 
«ایران اعتراضی نکرد»؟
 
«چرا! گوگل رو فیلت.ر کردن».
 
«ممنونم. باید کلی با خودم کلنجار برم تا همین چیزا رو هم هضم کنم».
 
«یه چیز دیگه رو هم هضم کن، لطفا»!
 
«چیو»؟
 
«این‌که همه این چیزها رو خالی بستم».
 
«یعنی چی»؟
 
«با دوست من نامزد شدی، بعد ولش کردی. اون هم خودش را توی آینده دید، اما خیلی زود خرابش کردی. حالا نوبت ما بود تا تو را اذیت کنیم. حقیقت اینه که یک ساعت پیش تصادف کردی، علت بیهوشی‌ات هم خستگی ناشی از کار بود. چیزیت نیست. هزینه بیمارستان را به صندوق بده، برو دنبال زندگی‌ات»!
 
«شما جنایتکارید! من الان می‌رم با رییس بیمارستان صحبت می‌کنم».
 
«این ماجرا، ایده شخص رییس بیمارستان بود».
 
«ازش شکایت می‌کنم»!
 
«نمی‌تونی. چون دوست صمیمی پدر نامزد جدیدته».




نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها : داستان کوتاه، جالب و خواندنی، طنز، نوشته های زیبا، جالب انگیزناک،
چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : سید محمدرضا حجازی
اتومبیل مردی که به تنهایی سفر میکرد، درنزدیکی صومعه ای خراب شد.

مرد به سوی صومعه
حرکت کرد و به رئیس صومعه گفت: ماشین من

خراب شده، آیا میتوانم شب را اینجا بمانم؟

رئیس صومعه بلافاصله او را به صومعه دعوت کرد. شب به اوشام دادند

و حتی ماشین او را تعمیر کردند. شب هنگام وقتی مردمیخواست بخوابد،

صدای عجیبی شنید؛صدایی که تا قبل از آن هرگز نشنیده بود! صبح فردا

از راهبان صومعه پرسیدکه صدای دیشب چه بوده اما آنها به وی گفتند:

ما نمی توانیم این را به تو بگوییم، چون تویک راهب نیستی؟

مرد با ناامیدی از آنها تشکر کرد و آنجا را ترک کرد.

چند سال بعد ماشین همان مرد باز هم درنزدیکی همان صومعه خراب شد.

راهبان صومعه باز هم وی را به صومعه دعوت کردند. از وی پذیرایی کردند

و ماشینش را تعمیر کردند آن شب باز هم او آن صدای مهیب را که

چند سال قبل شنیده بود، شنید.

صبح فردا پرسید که آن صدا چیست؟

اما راهبان باز هم گفتند ما نمی توانیم به تو بگوییم

چون تو یک راهب نیستی؟

این بار مرد گفت: بسیار خوب من حاضرم حتی زندگی ام را

برای دانستن آن فداکنم. اگرتنهاراهی که من می توانم

پاسخ این سوال را بدانم این است که راهب باشم ،حاضرم

بگویید چگونه می توانم راهب شوم؟

راهبان پاسخ دادند تو باید به تمام نقاط کره زمین سفر کنی

و به ما بگویی چه تعداد برگ گیاه روی کره زمین وجود دارد.

و همین طور باید تعداد دقیق سنگ های روی زمین را به ما بگویی.

وقتی توانستی پاسخ این دو سوال را بدهی،

تو یک راهب خواهی شد.

مرد تصمیمش را گرفته بود. او رفت

و ۴۵ سال بعد برگشت و در صومعه را زد.

مرد گفت من به تمام نقاط کره زمین سفر کردم

و عمرخود را وقف کاری که شما خواسته بودید کردم.

تعداد برگ های گیاه دنیا ۹۸۵۶۴۱۲۳۱۴۶۴۷۸۵ عدد

و ۷۸۹۵۳۱۵۶۹۴۲۵۴۵ سنگ روی زمین وجود دارد.

راهبان پاسخ دادند تبریک میگوییم. پاسخ های تو کاملا صحیح است.

اکنون تو یک راهب هستی و ما میتوانیم منبع آن صدا را

به تو نشان بدهیم. رئیس راهب ها مرد را به سمت یک در چوبی

راهنمایی کرد و گفت: صدا از پشت آن در بود. مرد دستگیره در را چرخاند

ولی در قفل بود. مرد گفت: ممکن است کلید این در را به من بدهید؟

راهب ها کلید را به او دادند و او در را باز کرد.

پشت در چوبی یک در سنگی بود. مرد درخواست کرد

تا کلید در سنگی راهم به او بدهند. کلید را به او دادند

و او در سنگی را هم باز کرد. پشت در سنگی هم

دری از یاقوت سرخ قرار داشت. او باز هم درخواست کلید کرد.

پشت آن در نیز در دیگری از جنس یاقوت کبود وجود داشت.

و همینطور پشت هر در، در دیگری از جنس زمرد سبز، نقره،

یاقوت زرد و لعل بنفش قرار داشت.

در نهایت رییس راهب هاگفت : این آخرین در است.

مرد که از درهای بی پایان خسته شده بود، قدری تسلی یافت.

اوقفل در را باز کرد. دستگیره را چرخاند و در را باز کرد.

وقتی پشت در را دید و متوجه شد منبع صدا چه بوده است، متحیر شد.

چیزی که اودید ،واقعا شگفت انگیز و باور نکردنی بود.

.

.

.

.

.

اما من نمی توانم بگویم اوچه چیزی پشت در دید،

چون شما یک راهب نیستید!!!


پینوشت:

فحش نده نامرد، خود دی! خو داستان بو دیگه جنبه داشته باشین





نوع مطلب : عمومی، طنز، 
برچسب ها : داستان عجیب، داستان کوتاه عجیب زیبا جالب خواندنی طنز، جالب انگیز ناک، واقعا شگفت انگیز و باور نکردنی،
یکشنبه 18 فروردین 1392 :: نویسنده : سید محمدرضا حجازی

╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬ حرف گوش کن بچه، نرو پایین
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬ اوی، میگم نرو پایین
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬ وایسا دیگه، چرا داری میری پایین؟
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬ باشه، هرجور عشقته. برو پایین
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬ از ما گفتن بود
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬ ببین،
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬ بیا منطقی باش، اون پایین که خبری نیست. نرو پایین
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬ اصلا دیگه باهات حرف نمیزنم
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬ قهر قهر تا روز قیامت
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬ تو رو خدا نرو پایین
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬ خیلی نادونی اگه هنوز بری پایین
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬ باشه، من دیگه هیچی نمیگم ، اگه دوست داری برو پایین
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬ خسته شدی؟
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬ آخرین شانسته، نرو پایین
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
بهت تبریک میگم تو یك آدم خیلی سرسختی!! زبون آدم حالیت نمیشه...هه

قربون دستت حالاکه اومدی یه نظریم بده....هه





نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :
مربی تیم بازنده شطرنج در اروپا:

امروز روز ما نبود و زیاد هم خوب بازی نکردیم.

مربی تیم بازنده شطرنج در ایران:

کورنومنت که افتضاح بود. هوا هم آلوده بود و اسب و فیل ما رو از نفس انداخت. زمین بازی هم به درد گوسفند چرانی می‌خورد.
مربی تیم بازنده والیبال در اروپا:

امروز تمرکز خوبی روی بازی نداشتیم و تیم رقیب بهتر از فرصت‌ها استفاده کرد.

مربی تیم بازنده والیبال در ایران:

تور که سوراخ بود! توپ که باد نداشت و مربع بود و من نمی‌دانم فدراسیون خجالت نمی‌کشد از این وضع توپ. داور اول هم بی شعور بود. من واقعا متاسفم برای این ورزش.
مربی تیم بازنده منچ و مارپله در اروپا:

مقصر شکست امروز من بودم و دیگر هیچ. به تیم برنده هم تبریک می‌گم.

مربی تیم بازنده منچ و مارپله در ایران:

تاس که اصلا نمی‌چرخید. مارها هم که برای آنها خوش رقصی می کردند و فقط به ما نیش می‌زدند. داوری هم که فاجعه! تماشاگر هم دائم توی صورت ما لیزر انداخت…واقعا یه مشت بووووووق دارند این ورزش را اداره می‌کنند! خاک بر سر ما که آمدیم توی این ورزش. و خاک بر سر تیم مقابل که با این دودره‌بازی‌ها تیم ما را برد و خاک بر سر تماشاگری که اینطوری به بچه‌های ما فحش داد و خاک…
مربی تیم بازنده واترپلو در اروپا:

بچه های ما امروز خسته بودند و نشد تاکتیک‌ها به درستی اجرا بشه.

مربی تیم بازنده واترپلو در ایران:

آبش که خیس بود. زمین که موج داشت. تیر دروازه ها هم به اراده تیم مقابل تکون می‌خورد. بازیکنان حریف هم توی آب هر کاری خواستند کردند، آب رو اصلا نمی‌شد بو کرد! توپ هم که لیز بود. من نمی‌دونم واسه چی اصلا ما مسابقه برگزار می‌کنیم.
مربی تیم بازنده فوتبال در اروپا:

تیم مقابل امروز خیلی بهتر از روزهای قبل بازی کرد
 و متاسفانه خط دفاع ما نتونست اونطور که باید ظاهر بشه.

مربی تیم بازنده فوتبال در ایران:

یعنی من …(از انتشار باقی کلمات معذوریم!)




نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها : تفاوتهای فرهنگی باخت در ایران و اروپا،

 

پسـرم!

اگر توانستـی استخـدام شوی، در اداره با دو کس رفیـق شـو:
آنچنـان که دانـی آبدارچـی، و یکی از بچـه های حراست..


********


فـرزندم!


اینقدر SMS بازی نکن،
با اینکار فقط درآمد مخابرات را زیاد می کنی.


********


هـان ای پسـر!


اگر دکتر یا مهندس شدی، موقع معرفی خود، از این پیشوندها قبل از اسم خود استفاده نکن، زیرا آن نشانه کمبود شخصیت توست.


********


پسـرم!


اخبار را از منابع مختلف بگیر.. جمع بندی اش با خودت.
مخاطب دائمی یک رسانه بودن، آدم را به حماقت می کشاند.


********


پسـرم!


می دانم الان داری حسرت دیدار مرا می خوری.
یالله بلند شو دست مادرت را ببوس بعد بیا بقیه وصیت را بخوان.


********


هـان ای پسـر!


خواستی در مملکت خودمان درس بخوانی بخوان..
خواستی فرنگ بروی برو...
اما اگر ماندی از فرنگ بد نگو ، اگر رفتی از مملکتت بد نگو !


********


پسـرم!


در تاکسـی با تلفـن همـراه بلنـدبلنـد صحبـت نکـن.


********


پسـرم!


گروهـی هستنـد که اگـر احترامشـان کنـی تـو را نـادان می داننـد
و اگـر بی محلیشـان کنـی از گـزندشان بی امانـی.. پس در احتـرام ، انـدازه نگهـدار.


********


پسـرم!


اگر هواپیمای خطوط ایران را سوار شدی،
آیت الکرسی بخوان،
سه بار موقع بلند شدن، و سه بار موقع نشستن.


********


پسـرم!


سخت تریـن کـار عالـم فهماندن یک احمـق است.
خـون خـودت را کثیـف نکـن.نمی توانی...خدا از احمق ها دست کشید پس تو هم....


********


پسـرم!


با کسـی که شکمش را بیشتـر از کتـاب هایش دوست دارد ، دوستـی مکـن.


********

 


هـان ای پسـر!


در پیـاده رو که راه می روی، از کنـار بـرو.
ملت می خواهنـد از کنـارت رد شوند.


********


پسـرم!


در خیـابان که راه می روی، کیـفت را سمت جـوی آب بگیـر،
زیـرا کیـف قـاپ زیـاد شده است.


********


پسـرم!


وقتـی در تاکسی کنـار یک خانـم می نشینـی،
جمـع و جـور بنشیـن تا آن بیچـاره احسـاس ناراحتـی نکنـد.


********


پسـرم!


موقـع رانندگـی خـودت را جـای کسـی بگـذار
که دارد از خـط عابـر پیـاده رد می شـود، پس حـق تقـدم را رعایت کن.


********


پسـرم!


اگـر کسانـی از سـر نادانـی به تـو خنـدیدند ،
تو بـرای شفایشـان گریـه کـن.


********


پسـرم!


هیـچ گـاه دنبـال به کرسـی نشـاندن حـرفت مبـاش
و همـه جـا سـر هـر صحبتـی را بازمکـن.
بگـذار تـو را نـادان بداننـد.


********


پسـرم!


اساتیـد را محترم بشمار!
اگر توانستی دستشان را ببوس، اگر نه ، خود دانی..


********


پسـرم!


در ضمن ، به هر کسی بی خودی لقب "استاد” عنایت مکن..
مشک آن است که خود ببوید، نه آنکه عطار بگوید.


********


پسـرم!


راه تو را می خواند.. اما تو باور مکن...!





نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها : وصایای آپدیت شده لقمان به پسرش!، طنز، خنده، جالب انگیزناک،


آقا ما تف، شما آبشار نیاگارا

ما بدبخت حقیر، شما کوروش کبیر

ما واشر، شما ارباب حلقه ها

ما طرح مسکن مهر، شما برج العربی

ما مینیمم نسبی، شما ماکسیمم مطلق

ما مداح، شما دی جی!

آقا اصن ما قیژقیژ دیال آپ، شما امواج وایرلس

آقا ما پراید، شما پرادو

آقا ما باد بزن دستی، شما کولر گازی نانو

آقا ما امشب، شما هزار و یک شب!

آقا ما پت ومت، شما آیکیو سان

آقا ما بخیه، شما چفیه

آقا ما شب تار، شما صبح امید!

آقا ما ورزش از نگاه دو، شما برنامه نود!

آقا ما فـــ، شما فرحزاد !

آقا ما بتمرگ، شما بفرما!

آقا ما هی آره، شما هی نه ...

آقا ما شورش قبیله‌ای، شما گفتگوی تمدن‌ها

آقا ما لکنت زبون، شما سخنگوی دولت !

آقا ما پوچ، شما گل !

آقا ما بنال بینیم با ...، شما خواهش می‌کنم بفرمایید

آقا ما چی کوفت می‌کنی ...، شما چی میل داری عزیزم؟!

آقا ما فلافل شما، مدیر عامل پخش فراورده‌های گوشتی

آقا ما مخـمون تاب داره، شما حیـاط ویلاتون!

آقا ما افتاده، شما پاس کرده

آقا ما کولر آبی، شما کولر گازی ال جی

آقا ما برف، شما بهمن

آقا ما چاکریم، شما نایس تو میت یو

آقا ما کوله پشتی، شما کوله باری از تجربه

آقا ما "صرفا جهت اطلاع و فاقد هرگونه ارزش"، شما "کپی برابر اصل- ثبت با سند برابر است"

آقا ما بله قربان- بله قربان ...، شما سلطان

آقا ما علوم اول راهنمایی، شما فیزیک انتگرال

آقا ما تقویم جیبی، شما موسسه ژئو فیزیک!

آقا ما سه کله پوک، شما سه تفنگدار

آقا ما کته، شما بیف استروگانف

آقا ما جرز لای دیوار، شما پتروس فداکار

آقا ما فلافل، شما هات رویال برگر با پنیر و قارچ

آقا ما بن کارگری، شما بن تخفیف دیزنی لند

آقا ما سوختگی درجه ۳، شما برنزه شکلاتی

آقا ما آب حوض، شما شیر موز

آقا ما عشق و عاشقى، شما عقل و منطق ...

آقا ما بتمرگ، شما بفرما!

آقا ما یه نقطه توی فضا، شما مبدا مختصات

شما ماهیچه، ما اشکنه

آقا ما پنج کیلومتر تا بهشت، شما ۲۴

آقا ما سیمبیان، شما آندروید

آقا ما nokia 1100، شما vertu

آقا ما آپارات، شما یوتیوب

آقا ما کلوب، شما فیسبوک

آقا ما جرقه، شما بیگ بنگ

آقا ما سحابی، شما کهکشان

آقا ما آهن‌ربا، شما سیاهچاله

آقا ما متر، شما سال نوری

آقا ما سفیر امید، شما اتلانتیس

آقا ما منجم آماتور، شما اختر فیزیک‌دان

آقا ما تلویزیون کمدی، شما سه بعدی

آقا ما مارمولک، شما تمساح

آقا ما cd، شما بلو ری

آقا ما چوق لباسی، شما توتال کر

آقا ما چرتکه، شما الجبرا

آقا ما x=2، شما E=mc2

آقا ما می‌ریم اغذیه، شما برین پدیده

آقا ما مستشار شما، جهانگیرشاه دولو

آقا واسه شما میگن علف باید به دهن بزی شیرین بیاد
اما واسه ما میگن این الاغ هر یونجه‌ای که جلوش باشه میخوره!

آقا ما ...

آقا ما ...





نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها : عـرض ارادت به سبـک لاتـی لوتـی ها !، آقا ما تف شما آبشار نیاگارا، طنز، خنده، جالب انگیزناک، لبخند،


( کل صفحات : 6 )    1   2   3   4   5   6   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
--- ---
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic