جالب انگیز ناک

Every man should get maed some time after all

happiness is not the only thing in life

هر مردی باید یکروزی ازدواج کنه،چون شادی تنها چیز زندگی نیست !.

.

 

Bachelors should be heavily taxed

It is not fair that some men should be happier than others

Oscar Wilde

برای مجردها باید مالیات سنگینی مقرر شود

چون این انصاف نیست که بعضیها

شادتر از بقیه زندگی کنند

اسکاروایلد

.

Womens

Don’t marry for money; you can borrow it cheaper

Scottish Proverb

خانوم ها

برای پول ازدواج نکنید ، میتونید اونرو با بهره کمتری قرض بگیرید

ضرب المثل اسکاتلندی

 

.

I asked my wife, “Where do you want to go for our

anniversary?” She said,”Somewhere I have never been!” I told her

How about the kitchen?”

من از همسرم پرسیدم که برای سالگرد ازدواجمان به کجا برویم؟

او گفت: به جائی که تا حالا نرفتم

من گفتم: نظرت راجع به آشپزخانه چطوره !!؟

.

 

I don’t worry about terrorism. I was married for two years

Sam Kinison

من از تروریستها وحشتی ندارم ، من دوساله ازدواج کردم

سام کینیسون

.

Men have a better time than women; for one thing

they marry later; for another thing, they die earlier

H. L. Mencken

مردها فرصت بهتری در زندگی نسبت به زنان دارند،یکی بخاطر اینکه دیرتر

ازدواج میکنند و دوم اینکه زودتر میمیرند

اچ.ال.منکن

.

.

When a newly married couple smiles, everyone knows why.

When a ten-year married couple smiles, everyone wonders why

وقتی که یک زوج تازه مزدوج لبخند میزنند،همه میدونند چرا

ولی وقتی یک زوج ده سال پس از ازدواج لبخند میزنند همه حیرانند چرا ؟





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :

پیشنهاد می کنم حتما این مقاله رو بخون...

میگی چرا؟! باشه میگم!

واسه اینکه حد اقلش چند دقیقه ای رو به فکر میری، بگو خب!

حالا اگه هم بیشتر فکر کردی و عملی شد و زندگیت از این رو به اون رو شد که دیگه فبها...

چند سال پیش سردرگم شده بودم. احساس خستگی، ترس، تردید، اضطراب و شکست می‌کردم. در بن‌بست کاری گیر کرده بودم و از انتظارات جامعه به تنگ آمده بودم. نمی‌دانستم واقعاً باید با زندگیم چه کنم.
 

آنقدر برای خودم ارزش قائل بودم که بخواهم زندگیم را تغییر دهم اما نمی‌دانستم از کجا باید شروع کنم. روزها را با این امید می‌گذراندم که اوضاع تغییر کند--که بتوانم از زندگی که روحم دیگر تحمل آن را نداشت فرار کنم.
 

بدترین قسمت ماجرا اینجاست که من طوری زندگی می‌کردم که جامعه از من انتظار داشت. اینکه کار مطمئنی پیدا کنم و سخت کار کنم ، پله‌های ترقی را بالا بروم.
 

نمی‌دانم شما چطور هستید اما درمورد من، این رفتارهای درست، همه لذت زندگی را برایم نابود کرد.
 

تصور کنید که در وجودی که راضی‌تان نمی‌کند، گیر افتاده باشید. وقت باارزشتان را به انجام کارهایی تلف کنید که واقعاً دوست ندارید. و از اینکه بخواهید این خاص بودنتان را اعلام کنید بترسید. آخرهفته‌ها خوش بگذرانید و از رسیدن هفته بعد واهمه داشته باشید. شاید لازم به تجسم کردنش نباشد؛ شاید زندگی شما هم دقیقاً شبیه به من باشد.
 

بعد انگار چیزی مثل یک چکش به سرم اصابت کرد. قبلاً هم شنیده بودم اما هیچوقت به آن دقیق نشده بودم. انگار صدایی از اعماق ذهنم خیلی واضح و بلند با من حرف می‌زد.
 

»خود واقعی‌ات را کشف کن و همه جنبه‌های خاص بودنت را به دنیا نشان بده. اگر می‌خواهی یک زندگی غیرعادی داشته باشی این تنها راه توست. «
 

این توصیه را طوری دنبال کردم که انگار زندگی‌ام به آن وابسته بود. و می‌توانم بگویم که از آن به بعد زندگی‌ام بسیار بهتر شده است.

به جرات می‌توانم بگویم که عاقلانه‌ترین جمله‌‌ای که تابحال شنیده‌ام این بوده است:
 

اگر می‌خواهی یک زندگی فراعادت داشته باشی، لازم است که بدانی واقعاً که هستی و برای این منظور باید خود واقعی‌ات را کشف کنی.

این ۶ سوال زندگی من را برای همیشه متحول کرد. با اجازه دادن به شما برای کشف خود واقعی‌تان به شما هم کمک می‌کند زندگیتان را تغییر دهید. برای این منظور باید بفهمید چرا به این دنیای بزرگ پا گذاشته‌اید.
 

منظورمان خودی که دیگران می‌خواهند باشید نیست یا خودی که سعی می‌کنید برای گنجاندن در جامعه آن را تغییر دهید. درمورد خود واقعی‌تان حرف می‌زنیم--خودی که می‌خواهد خصوصیات خاص شما را به دنیا نشان دهد.
 

با پاسخ دادن به این سوالات علایق، توانایی‌ها، ارزش‌ها، امیال و انگیزه‌های خاص خودتان را پیدا می‌کنید.
 

شما یک هدف خاص دارید. پیدا کردن پاسخ به این سوالات به شما این امکان را می‌دهد خودتان را با این هدف هماهنگ کنید و جادوی واقعی را وارد زندگی‌تان کنید.
 

شناخت خود بالاترین دانشی است که می‌توانید به دست آورید. چرا؟ زیرا توانایی شما برای برآوردن امیال خاص درونی‌تان، توانایی شما برای برآوردن قدرت خود را تعیین می‌کند و این درمقابل کیفیت زندگی شما را مشخص می‌کند

سوالات زیر برای کمک به شناختن عمیق خودتان و پیدا کردن چیزی که واقعاً برایتان مهم است، طراحی شده است. همه ما یک توانایی غیرقابل‌پیش‌بینی داریم؛ این تمرینات برای کمک به شما برای پیدا کردن این توانایی‌ها در خودتان طراحی شده‌اند.

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها : ۶ سوال مهم که زندگیتان را برای همیشه تغییر می‌دهد، احساس خستگی ترس تردید اضطراب و شکست، خود واقعی‌ات را کشف کن و همه جنبه‌های خاص بودنت را به دنیا نشان بده، چرا به این دنیای بزرگ پا گذاشته‌اید، علایق توانایی‌ها ارزش‌ها هدف امیال و انگیزه‌های خاص، جالب انگیزناک،
ﺍﺳﺘﺎﺩ ﻣﮑﺎﻧﯿﮏ ﺩﺍﺷﺖ ﺳﺮﺳﯿﻠﻨﺪﺭ ﯾﮏ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻫﻮﻧﺪﺍ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ
ﭼﺸﻤﺶ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺟﺮﺍﺡ ﻣﺸﻬﻮﺭ ﻗﻠﺐ ﺍﻓﺘﺎﺩ
ﺳﻼﻡ ﺩﮐﺘﺮ،
ﻣﮑﺎﻧﯿﮏ ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺗﮑﻪ ﭘﺎﺭﭼﻪ ﭘﺎﮎ ﻧﻤﻮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ
ﺩﮐﺘﺮ، ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺗﻮﺭ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻦ . ﻣﻦ ﻗﻠﺒﺶ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﻭﺍﻟﻒ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻭﺭﺩﻡ ﻭ ﻫﺮ ﻗﺴﻤﺘﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺁﺳﯿﺐ ﺩﯾﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﯾﺎ ﺗﻌﻤﯿﺮ ﯾﺎ ﻋﻮﺽ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﺑﻌﺪ ﻫﻢ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﺳﺮ ﺟﺎﯼ ﺧﻮﺩﺵ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﻭ ﺣﺎﻻ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻣﺜﻞ ﺭﻭﺯ ﺍﻭﻟﺶ ﮐﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .
ﺍﻣﺎ ﯾﮏ ﺳﺆﺍﻟﯽ ﺩﺍﺭﻡ :
ﭼﻄﻮﺭ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ
ﻣﻦ ﺑﺎﯾﺪ ﻓﻘﻂ ﺳﺎﻟﯽ ﺑﯿﺴﺖ ﻭ ﭼﻬﺎﺭ ﻫﺰﺍﺭ ﺩﻻﺭ ﺩﺭ ﺁﻣﺪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ

ﺷﻤﺎ ﺳﺎﻟﯽ ﯾﮏ ﻣﻠﯿﻮﻥ ﻭ ﻫﻔﺘﺼﺪ ﻫﺰﺍﺭ ﺩﻻﺭ،
ﻭ ﺍﯾﻦ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ
ﻫﺮ ﺩﻭ ﺍﺻﻮﻻ ﯾﮏ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯽ ﺩﻫﯿﻢ؟
ﺟﺮﺍﺡ قلب ﻣﮑﺜﯽ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ
ﺑﻐﻞ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺗﮑﯿﻪ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺁﻫﺴﺘﻪ ﺯﯾﺮ ﮔﻮﺵ ﻣﮑﺎﻧﯿﮏ ﮔﻔﺖ :
ﺍﮔﺮ ﻣﺮﺩﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﻮﺗﻮﺭ ﺭﻭﺷﻦ ﺍﺳﺖ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﺪﻩ !!!




نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها : مطلب زیبا، خواندنیهای جالب، جالب انگیزناک،
جمعه 11 مرداد 1392 :: نویسنده : سید محمدرضا حجازی

* شهر استانبول در کشور ترکیه تنها شهر جهان است که در دو قاره مختلف قرار گرفته است.

* احتمال ابتلا به کمر درد در افراد سیگاری دو برابر افراد غیر سیگاری است.

* برزگترین کارفرمای جهان سامانه راه آهن کشور هند با بیش از ۱٫۶ میلیون نفر کارمند می باشد.

* اندازه چشمها در انسانها از ابتدای تولد تا انتها تغییر نمیکند، اما رشد بینی و گوشها هیچگاه متوقف نمی شوند!

* تقریباً بیش از ۱۳۰۰ گونه عقرب وجود دارد که تنها ۲۵ گونه از آنها مرگبار می باشند.

* کم خوابی میتواند سیستم ایمنی بدن شما را ضعیف نموده و قابلیت مقابله با عفونت ها را کاهش دهد!

* یک درخت زیتون تا ۱۵۰۰ سال عمر می کند!

* هر انسان بالغ بطور متوسط در طول روز بیش از ٣٠ هزار فکر از ذهن خود عبور می دهد. ما از طریق عدم کنترل افکارمان زمینه ساز شرایط ابتلا به انواع بیماری ها می شویم. تحقیقات نشان داده است که ترس، به تنهایی باعث بروز بیش از ١۴٠٠ واکنش جسمی و شیمایی و فعال شدن بیش از ٣٠ نوع هورمون میشود.

* کانادا واژه ای هندی است به معنای روستای بزرگ.

* ۱۱% از مردم دنیا چپ دست هستند!

* طولانی ترین بوسه عاشقانه ثبت شده در کتاب گینس متعلق به زوجی با نامهای جیمز بلشا و سوفیا سورین است. این بوسه عاشقانه ۳۱ ساعت و ۳۰ دقیقه و ۳۰ ثانیه بطول انجامید!

* آلبرت اینشتین هیچگاه رانندگی کردن را نیاموخت!

* هر خانم در طول عمر خود بطور متوسط ۲٫۷ کیلوگرم رژ لب مصرف میکند!

* ظرفیت حافظه مغز انسان از ٣ تا ٣٠٠٠ ترابایت تخمین زده میشود. مجموعه دانشنامه ملی بریتانیا که تاریخ ٩٠٠ ساله را شامل میشود، ٧٠ ترابایت حجم دارد!

* ٣٠٠٠ سال قبل مصریان بطور متوسط ٣٠ سال عمر میکردند!

* مردمک چشم هنگام تماشای چیزی خوشایند تا ۴۵% بازتر میشود.

* خفاشها هنگام خروج از غار همیشه به سمت چپ دور میزنند!

* علت اینکه عسل خیلی راحت هضم میشود این است که قبلاً توسط یک زنبور هضم شده است!

* هزینه ساخت کشتی تایتانیک ۷ میلیون دلار و هزینه ساخت فیلم آن ۲۰۰ میلیون دلار بوده است!

* کلمه google از واژه googol به معنای عدد یک به همراه ۱۰۰ صفر برگرفته شده است.

* رنگ آبی خاصیت آرام بخشی دارد. باعث میشود مغر هورمونهای آرام بخش ترشح کند!

* ١٠ درصد از درامد دولت روسیه از فروش ودکا تامین می شود!

* تعداد راه های ممکن برای ۴ حرکت اول بازی شطرنج برای هر طرف برابر است با ۳۱۸,۹۷۹,۵۶۴,۰۰۰

* هندوانه نه تنها تشنگی شما را رفع میکند، بلکه برای فرونشاندن التهابات ناشی از بیماریهایی همچون آسم، تصلب شریان، سرطان روده، ورم مفاصل و دیابت نیز بسیار مفید است!

* یک کوسه قادر است یک بخش از خون را در ١٠٠ میلیون بخش از آب تشخیص دهد!

* سمورهای دریایی هنگام خوابیدن دستهای هم را می گیرند تا همدیگر را گم نکنند!

* هزاران سال پیش رنگ هویج ارغوانی بوده است!

* وقتی یک پنگوئن نر عاشق یک پنگوئن ماده می شود، سرتاسر ساحل را جستجو می کند تا زیباترین سنگ ریزه را پیدا کرده و به او هدیه دهد!

* یشترین فرزندی که تا به حال یک زن بدنیا آورده مربوط به خانمی با ۶۹ فرزند می باشد. او دارای ۱۶ دوقلو، ۷ سه قلو و ۴ چهارقلو بوده است.

* اگر یک مورچه به اندازه ابعاد یک انسان بود، می توانست دو برابر سریع تر از یک لامبورگینی حرکت کند!

* روانشناسان ادعا میکنند: وقتی هنگام خوابیدن بالشی را بغل می کنید، آرزو میکنید که کاش آن بالش کسی بود که دوستش دارید و دلتان برایش تنگ شده!

* ثابت شده کلمه lol به معنای خندیدن با صدای بلند، در ۹۰ درصد موارد زمانی که تایپ می شود خبری از خندیدن با صدای بلند نیست!

* بالاترین دو رکورد ثبت شده تست هوشی IQ ( در آزمونهای استاندارد ) هر دو متعلق به خانمها می باشد!

* دانشمندی که بلافاصله قبل و بعد از فوت افراد آنها را وزن کرد نتیجه گرفت که روح انسانها ٢١ گرم وزن دارد!

* اضطراب ریاضی یک اختلال روانی است که افراد مبتلا به آن هنگام حل مسائل ریاضی دچار اضطراب می شوند!

* کمترین درجه حرارت زمین که تا بحال ثبت شده ٨٩- درجه سانتیگراد می باشد.

* هر هفت سال شما حدود نیمی از دوستانتان را از دست می دهید و آنها را با دوستان جدیدتان جایگزین می کنید!

* ٩١٪ از خانمها ترجیح می دهند اولین قرار عاشقانه خود را لغو کنند تا اینکه بدون آرایش سر قرار حاضر شوند!

* گوش دادن به موسیقی با صدای بلند در حس بینایی تداخل ایجاد میکند، به همین خاطر است که وقتی می خواهید به دور دست نگاه کنید هدفونتان را از گوش خود جدا می کنید!

* ذهن ناخودآگاه شما ٣٠،٠٠٠ بار قدرتمندتر از ذهن خودآگاه شما است!

* رکورد جوانترین مادر دنیا مربوط به یک دختر ۵ ساله اهل کشور پرو می باشد.

* هرگز در حین آشپزی و یا زمانیکه در معرض حرارت زیاد و شعله آتش (از قبیل زغال باربیکیو) قرار دارید از لنزهای چشمی استفاده نکنید. چون این لنزها از پلاستیک ساخته شده اند و ممکن است در اثر حرارت ذوب شده و آسیبهای جدی (مانند کوری دائم) به چشم شما وارد کنند.

* کشور فنلاند ۵.۵ میلیون نفر جمعیت دارد. این کشور دارای ٢.٢ میلیون سونا می باشد. مبلغ جریمه عدم رعایت سرعت مجاز در اتوبانهای فنلاند بر اساس درامد فرد متخلف معین میشود. مطابق قانون چراغ جلوی اتومبیل ها در هر ساعت از شبانه روز حین حرکت باید روشن باشند. تلفن عمومی در این کشور وجود ندارد و همه صاحب تلفن همراه هستند.





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها : دانستنی های شگفت انگیز، جالب انگیزناک،
نامه احمدی نژاد به خاتمی بعد از انتخابات 84: در پایان دولت عزل و نصب و مصوبه جدید نداشته باشید

به گزارش قانون، با اینکه زمان زیادی از واگذاری پرحاشیه هتل‌های هما به سازمان تأمین اجتماعی به بهانه اینکه دولت نمی‌تواند هتل‌دار باشد و اختیارات دولت در این زمینه کم است نمی‌گذرد، مهندس اکبر ترکان می‌گوید: دولت این سازمان را تحت فشار قرار داده تا هتل‌های مذکور را بدون برگزاری مناقصه به یک شخص حقیقی واگذار کند!

این هتل‌ها که پس از چندین بار عرضه، به سازمان تأمین اجتماعی واگذار شد و طبق قانون قرار است هزینه خرید این هتل‌ها در اختیار شرکت هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران قرار گیرد تا هواپیما خریداری کند، ارزش پایه آن در آخرین نوبت عرضه یعنی در ۳۱ اردیبهشت سال جاری ۶۵۳ میلیارد تومان بود.

ترکان افزود: ما از رئیس‌جمهور فعلی انتظار داشتیم همانند سال ۸۴ که نامه‌ای در ۱۷ بند برای آقای خاتمی نوشتند و تقاضا کردند که هیچگونه عزل و نصب و مصوبه جدید نداشته باشند که برای دولت بعدی هزینه‌ای داشته باشد، خود ایشان دست به چنین اقداماتی نمی‌زد.

ترکان در ادامه گفت: تمام مصوبات و تصمیمات دولت که بعد از ۲۳ خرداد گرفته شده است در دولت بعدی به طور جدی مورد بررسی قرار می‌گیرد و احتمال اینکه از برخی از آنها جلوگیری شود وجود دارد.

***

اکبر ترکان وزیر دفاع و پشتیبانی نیروی‌های مسلح در دولت اول اکبر هاشمی رفسنجانی و وزیر راه و ترابری در دولت دوم وی بود.

وی از ۱ تیر ۱۳۶۰ تا ۴ مرداد ۱۳۶۱ استاندار ایلام و از ۱۵ تیر ۱۳۶۲ تا ۱۴ بهمن ۱۳۶۳استاندار هرمزگان بوده‌است.

وی در انتخابات ریاست جمهوری دوم خرداد ۱۳۷۶ از نامزدی علی‌اکبر ناطق نوری حمایت کرد. اکبر ترکان در کابینه اول محمود احمدی نژاد بمدت ۴ سال معاونت وزارت نفت را بر عهده داشت که سرانجام در آستانه انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ از کار برکنار شد.

همچنین، وی در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۲ به عنوان قائم مقام و معاون ستاد انتخاباتی حسن روحانی شروع به فعالیت کرده است.





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها : نامه احمدی نژاد به خاتمی بعد از انتخابات 84: در پایان دولت عزل و نصب و مصوبه جدید نداشته باشید، واگذاری پرحاشیه هتل‌های هما به سازمان تأمین اجتماعی، جالب انگیزناک،
دوشنبه 7 مرداد 1392 :: نویسنده : سید محمدرضا حجازی
باز امشب عشق تنها می شود

زخم سهم فرق مولا می شود

آفتاب عشق گلگون می شود 

سینه ی سجاده پرخون می شود

پشت نخل آرزو خم می شود

داغ حسرت سهم آدم می شود

جاده می ماند غریب و بی سوار 

ذوالفقار عدل می گیرد غبار


ali.jpg


شهادت مولا امیر المؤمنین را به تمامی مسلملنان جهان تسلیت




نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها : مدیریت جالب انگیز ناک شهادت مولا امیر المؤمنین را بر شیعیان جهان تسلیت می گوید،


17.gif

حضرت امام رضا علیه السلام از پدر گرامی خود و او از پدران بزرگوارش

و آنان هم از امیرالمؤمنان امام علی علیه السلام نقل كرده اند كه آن حضرت چنین فرمود :

یكی از روزهای آخر ماه شعبان و در آستانه رمضان پیامبر خدا

خطاب به ما ، خطبه مهمی خواند كه مضمونش چنین است :

ای مردم ، ماه خدا ، همراه بركت و رحمت و آمرزش گناهان به شما روی آورده است

ماهی است كه از همه ماه ها ارزشمندتر و با فضیلت‌ تر است

روزهایش ارزشمندترین روزهاست

و شبهایش با فضیلت‌ترین شب هاست

و ساعت هایش از همه ساعت‌ها ارزشمند‌تر و ارجمندتر است

ماهی است كه شما به میهمانی خدا دعوت شده اید

و خدا شما را در این ماه گرامی داشته است

نفس‌های شما در ماه رمضان تسبیح است

و خوابتان عبادت خداست

و عمل شما مورد قبول درگاه خداست

و دعایتان در این ماه عزیز مستجاب است

با نیت‌های درست و دلهای پاك ، خواسته هایتان را از خدا بخواهید

و بخواهید كه شما را در این ماه به گرفتن روزه توفیق دهد

و نیز به تلاوت قرآن موفق سازد

شما را به خواندن ادامه مطلب دعوت می کنم



ادامه مطلب


نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها : سخنان پیامبر در مورد ماه مبارک رمضان، نوشته های خواندنی، رمضان ماه میهمانی خدا، جالب انگیز ناک،
محمود احمدی نژاد، رییس دولت نهم و دهم شب گذشته در گفتگویی تلویزیونی به تشریح کارنامه عملکرد دولت متبوع خود پرداخت. بخشی مهمی از این کارنامه به عملکرد اقتصادی ۸ سال گذشته دو دولت او اختصاص داشت. گزارش آماری او حاوی چند شبهه بود:

۱-احمدی نژاد گفت: از ابتدای کار دولت بدهی خارجی کشور روند کاهشی داشته است و از سال ۸۴ تاکنون این روند بوده در این دولت تعهدات خارجی افزایش نیافته است.

92-04-456.jpg


این اظهارات او در شرایطی عنوان شد که مطابق آمار رسمی بانک مرکزی بدهی های قطعی خارجی کشور طی دولت اول محمود احمدی نژاد و در سال ۱۳۸۶ رکورد تاریخی ۲۸ میلیارد و ۶۴۷ میلیون دلار را ثبت کرده است و مطابق نمودار زیر که از سوی بانک مرکزی منتشر شده و تا سال ۸۷ را پوشش می دهد، روند کاهشی مورد ادعای رییس جمهور مشاهده  نمی شود.

۲- احمدی نژاد گفت: برای اولین بار در این دولت ۲۰ درصد درآمد نفتی را کنار گذاشتیم در حالی که در دولت های قبلی به طور کامل و ۱۰۰ درصد هزینه می شد.

این سخن او نیز در حالی ایراد شد که طرح ایجاد حساب ذخیره ارزی در قالب ماده ۶۰ قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور در سال ۷۹ به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید.

همچنین بررسی کلی عملکرد دولت خاتمی در سالهای ۷۹ تا ۸۳ نشان می دهد، دولت خاتمی طی ۱۳۰ میلیارد و ۲۵۵ میلیون دلار درآمد نفتی داشته است و ۳۰ میلیارد و ۳۰۳ میلیون دلار آن را به عنوان مازاد درآمد نفت به حساب ذخیره ارزی واریز کرده است.

۲۰ میلیارد و ۶۰۰ میلیون دلار یعنی بیش از ۶۸ درصد آن برداشت شده است که سه میلیارد و ۵۴۷ میلیون دلار یعنی ۱۷٫۳ درصد سهم بخش خصوصی و ۱۷ میلیارد و ۵۳ میلیون دلار یعنی ۸۲٫۷ درصد سهم مصارف دولتی بوده است.

لذا رقمی بیش از  ۹میلیارد دلار مانده نقد اول دوره سال ۸۴ بود.

 

3- احمدی نژاد در باره اینکه گفته میشود درآمدهای نفتی این  دولت بیشترین درآمد در ۱۰۰ سال گذشته بوده است، گفت: در جلسه سران اوپک در ۵ سال پیش قیمت نفت ۸۰ دلار بود که پادشاه عربستان سخنرانی کرد وگفت این قیمت معادل قیمت نفت در سال ۱۳۶۰ هجری شمسی است و درست هم می گفت. ارزش دلار طی این سال ها در جهان سیر نزولی داشته و قدرت خرید سابق خود را ندارد. لذا اینها تحلیل های ساده انگارانه از اقتصاد است و باید درآمدهای نفتی با ارقام واقعی مقایسه شود.

با این وجود بدون توجه به این نکته ای خود منتقدانش را به دلیل بی توجهی به آنها متهم به ساده انگاری کرد،احمدی نژاد در ادامه مصاحبه خود شروع به اعلام و مقایسه آمارهای خود بر مبنای نرخ جاری کرد: مثلا گفت:به رغم همه تحریم ها ، فشارها و حرف ها از سال ۵۷ تا ۸۴ مجموعا ۱۲ میلیارد و ۹۲۰ میلیون دلار سرمایه گذاری خارجی به ایران آمده است. در این هشت سال ۲۵ میلیارد و ۱۰۰ میلیون دلار سرمایه گذاری خارجی به ایران آمده است که این غیر از فاینانس ها است.

 

پس اگر احمدی نژاد معتقد است که ارزش دلار در جهان افت کرده و دلارهای نفتی کسب شده از سوی دولت او ارزش سابق را ندارد پس نمی توانست مدعی شود که دو برابر دولت های قبلی سرمایه گذاری خارجی جذب کرده است.

همچنین او گفت: از سال ۵۷ تا سال ۸۳، رقمی معادل ۲۱ هزار میلیارد تومان سرمایه گذاری صنعتی انجام شد در حالی که از سال ۸۴ تا کنون این رقم به ۱۱۵ هزار میلیارد تومان رسیده است.

 

در این خصوص نیز باید این نکته لحاظ می شد که سرمایه گذاری ۲۱ هزارمیلیارد تومانی در شرایطی صورت گرفته که نرخ دلار بین ۷ تومان تا ۹۰۰ تومان بود، در حالی که طی دوره ریاست جمهوری ایشان ارزش پول ملی ۳ برابر کمتر شده است. لذا مقایسه این ارقام جاری با هم درست نیست.

احمدی نژاد گفت: در بخش نفت و گاز نیز سرمایه گذاری های زیادی صورت گرفته است به طوری که در هشت سال گذشته این رقم به ۱۷۰ میلیارد دلار رسیده که پیش از آن ۴۶ میلیارد دلار بود.

 

در خصوص مقایسه این دو رقم نیز رییس جمهوری مطابق دیدگاهی که پیشتر عنوان کرد عمل نکرد و به مقایسه دو رقم جاری پرداخت و در عین حال نگفت که چرا با سرمایه گذاری ۴۶ میلیارد دلاری تولید نفت ایران بیش از ۴ میلیون بشکه در روز بود ولی طی دولت او این رقم سیر نزولی داشته است.

 

4- احمدی نژاد در دفاع از اجرای موفق قانون اصل ۴۴ گفت: قبل از این دولت دو هزار و ۸۰۰  میلیارد تومان واگذاری شد که در این دولت به۱۱۹ هزار میلیارد تومان رسید که بخشی از آن سهام عدالت است و اکثر آن در بورس قرار دارد.

رییس جمهوری به این نکته اشاره نکرد که سیاست های کلی اصل ۴۴ از سوی مقام معظم رهبری در خردادماه سال ۸۴ ابلاغ شد. همچنین قانون اصل ۴۴ در بهم نماه سال ۸۶ در مجلس تصویب شده و سال ۸۷ ابلاغ شده است. لذا نقدی بر کندی عملکرد دولت های پیشین نمی توان وارد کرد چون اساسا ابلاغیه و قانون اصل ۴۴ وجود نداشته است.

 

5- احمدی نژاد از رشد های جهشی ظرفیت تولید فولاد و کاشی سرامیک و سیمان خبر داد.

رییس جمهوری به این مساله پاسخ نگفت که چرا مثلا در صنعتی مثل کاشی و سرامیک، بزرگ ترین تولید کننده کشور تنها با ۳۰ درصد ظرفیت کار می کند. آیا سرمایه گذاری صرف برای افزایش ظرفیت تولید بدون توجه به مسایل محیط کسب و کار، تامین مواد اولیه و بازار و امکان صادرات، قابل تقدیر است یا موجب اتلاف منابع؟

 

6- احمدی نژاد در دفاع از اصلاح قیمت حامل های انرژی گفت که فردی که  مصرف سوختش ۵ لیتر بود چرا باید هزینه  مصرف فردی را که ۵۰۰۰ لیتر سوخت صرف می کرد، پرداخت می کرد و این عادلانه نبود.

اما او به این نکته اشاره نکرد که حالا تحمل تورم نقطه ای ۴۵ درصدی از سوی همان فردی که مصرف ۵ لیتری داشت و یا همان افراد کم درآمدی که گروه هدف دولت ایشان بود، عادلانه است؟

 

7- احمدی نژاد گفت: سیم کارت دومیلیون تومان بود.

ایشان اگر قیمت روز سیم کارت را سوال کنند متوجه می شوند که آن سیم کارت های ۲ میلیون تومانی این روزها نیز خیلی ارزان نشده چون در حال حاضر سیم کارت کد ۱ بیش از ۲ میلیون تومان قیمت دارد. لذا مقایسه قیمت سیم کارت اعتباری ایرانسل با سیم کارت دائمی کد ۱ همراه اول مقایسه درستی نیست.

منبع :سوژه




نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها : بررسی اشتباهات احمدی نژاد در برنامه زنده تلویزیونی، محمود احمدی‌نژاد در برنامه زنده تلویزیونی شبکه یک سیما، گزارشی از عملکرد و کارهای انجام شده توسط دولت‌های نهم و دهم، وضعیت اقتصادی، جالب انگیزناک،

حسن روحانی، رییس جمهور منتخب مردم ایران فبل از انتخاب گفت و گویی فرهنگی با مجله چلچراغ داشته است. متن کامل این گفت و گو را در ادامه بخوانید:


img21063492.jpg

جناب آقای روحانی، جوانی تان را چطور گذراندید؟ چقدر جوانی کردید؟

من از 12 سالگی راهی فراگیری علوم دینی شدم و دوران جوانی بیشتر به علم و تحصیل گذشت.

اگر بخواهید نسل جوان دوران خودتان را توصیف کنید، چگونه توصیف می کنید؟ جوان های آن موقع چطوری جوانی می کردند؟ فرق جوانی کردن آن موقع با الان چیست؟

می دانید که مفهومی مثل جوانی و جوانی کردن، همواره محتوای یکسانی نداشته و با شرایط زمانی تغییر کرده است. جوانی کردن تابع شرایط زمانی، امکانات هر دوره و ابزارهایی است که در اختیار افراد قرار می گیرد. در دوره ای که جوانی من گذشت، امکانات و ابزارهای امروز و البته برخی مشکلات امروز وجود نداشت. احساس کلی نسل من این است که هزینه زندگی خیلی پایین تر بود و افراد راحت تر می توانستند به خواسته های جوانی نظیر شغل یا ازدواج دسترسی پیدا کنند.

برخی در مورد جوانان نسل چهارم امروز (دهه هفتادی ها) می گویند که جوان هایی سطحی و بی خیال و بی ریشه اند. شما چقدر به این اتهام یا توصیف نسلی باور دارید؟ نوه های شما هم ظاهرا باید در همین سن و سال باشند. آن ها را چگونه می بینید؟

من فکر می کنم سرعت تغییرات جهان و به دنبال آن تغییر دیدگاه های افراد در نسل های مختلف چنان زیاد شده است که نسل قبلی خیلی از آرمان ها و آرزوهای نسل جدید را نمی فهمد. در دنیای جدید همه نسل های قدیمی تر از نسل جدید ناراضی و شاکی اند. تفاوت داشتن دو نسل به معنای بی ریشگی نسل جدید نیست. برای مثال، نسل جدید دنبال آزادی، عدالت، سرافرازی بیشتر در جهان، پیشرفت فنی و علمی، وضع اقتصادی بهتر و بسیاری از آرمان هایی است که در سال های دولت اصلاحات بیشتر می شد بروز آن ها را دید. کدام یک از این ها نشان بی ریشگی است؟ هیچ کدام.

از طرف دیگر، خیلی از واکنش های جوانان که نسل قبلی نمی پذیرند، محصول شرایطی است که نسل قبلی یا دولت های نسل قبل ایجاد کرده اند. امروز بی کاری، بالارفتن سن ازدواج و برخی آسیب های اجتماعی در بین جوانان شایع است و بر اثر این وضعیت، رفتارهای خاصی از جوانان بروز می کند. وظیفه مدیران و نسل قبلی این است که شرایط زندگی بهتر را برای جوانان فراهم کنند و بعد انتظاراتی از آن ها داشته باشند. نسل قبلی بالاخص مدیران سه دهه گذشته بی حساب از دین خرج کردند و ناکارآمدی ها را با دین توجیه کردند و حالا خیلی از آن ها از تضعیف باورهای دینی جوانان ناراضی اند. از ابتدا نباید این کار را می کردند.

مصائب و مواهب روحانی بودن؟

روحانی بودن همان طور که فرمودید، دشواری ها و مواهبی دارد. از دشواری های آن این است که فردی که لباس روحانی بر تن دارد، باید ملاحظات اجتماعی زیادی را رعایت کند که شهروندان غیرروحانی از قید آن آزادند. عمری با اهل کتاب، دانش و معرفت بودن یکی دیگر از این مواهب است.

وضعیت فعلی جمهوری اسلامی چقدر با آرمان ها و تصورات اولیه شما سازگار است؟ و اگر نیست چرا؟ جنابعالی چقدر در این وضعیت نقش داشتید؟

ببینید، من هم بخشی از جامعه امروز ایران هستم و از آن جا که در هر زمانه ای گویی روح کلی ای حاکم است، و احساس کردن این روح کار سختی نیست، شما و خوانندگان تان می توانند احساس من را درک کنند. من که از موضع منتقد وضع موجود وارد انتخابات شده ام و اصلا چون احساس خطر می کنم پا به میدان گذاشته ام، ولی حداقل چهار کاندیدای منتسب به جریان اصول گرا هم که بیش از همه حداقل در هشت سال گذشته مدافع وضع موجود بوده اند و قدرت اجرایی را در جریان خود در دست داشته اند نیز منتقد وضع موجودند. به نقدهای آقای ولایتی علیه سیاست خارجی، نقدهای آقای قالیباف و رضایی علیه وضع اقتصادی توجه کنید و آن وقت می بینید که اگر ما به آرمان های خود رسیده بودیم و منظور ما از جمهوری اسلامی این بود، که نباید این قدر منتقد می بودند.

تصور ما استقلال در همه ابعاد بود، امروز برای ضروریات اولیه زندگی به واردات نیاز داریم، آرمان ما جمهوریت مدنظر قانون اساسی بود، امروز جمهوریت زیر سایه قرائتی از اسلامیت در حال فراموشی است، تصور ما جامعه ای اخلاقی بود، ولی امروز اخلاق در حال سقوط است.

به نظر من، به تدریج در فرایند جلو آمدن انقلاب، قانون اساسی به صورت شخصی و سلیقه ای تفسیر شده است. مقدس کردن خیلی چیزها و باورها، آن ها را از دسترس نقد دور نگه داشت. تاکتیک ها استراتژی شدند، و ما خیلی در گذشته باقی ماندیم. عرصه های سیاست، اخلاق و اقتصاد در هم ترکیب شدند و دست آخر همه سیاست زده شدند. برخی اصول قانون اساسی خیلی پررنگ و برخی دیگر خیلی کم رنگ شدند و نتیجه شد همین عدم توازنی که شاهدش هستیم. آزادی ها و حقوق مردم کم رنگ شد، ولی حقوق حاکمان دائم مورد تاکید قرار گرفت. بگذارید من به صراحت به خوانندگان شما بگویم که بستن فضای نقد هر قدر هم که با گام های اولیه و کوچک شروع شود، به تدریج به خفقان و ناکارآمدی می انجامد.

وضع موجود حاصل رفتار و کردار همه ماست، ولی من هیچ وقت با تندروی هایی که وضع را به این جا کشانده است، موافق نبوده ام. تاریخ را بالاخره می نویسند و سهم آدم ها مشخص می شود. اما من در هر مقامی که بوده ام اهل افراط، غوغاسالاری و قربانی کردن منافع مردم نبوده ام. عملکرد من را در پرونده هسته ای باید دید. من مانع شدم پرونده ما به شورای امنیت برود، و از آغاز شدن فرایند تحریم ها علیه ایران جلوگیری کردم و مانع آغاز جنگ شدم.

برخوردی که این سال ها با جوان ها می شود، مثل محدودیت های حضور و نشاط اجتماعی، گشت ارشاد و امثالهم چقدر با ایده آل شما از جمهوری اسلامی سازگار است و چقدر خلاف آن آرمان هاست؟ و شما با این موضوع چه خواهید کرد؟

من قطعا با این برخوردها مخالفم. این ها حاصل همان قرائت و برداشت خاص از اسلام و قانون اساسی است. برای این که نگاهم به مسئله روشن شود، دیدگاهم را به مسئله حجاب و عفاف برای شما تشریح می کنم. خیلی از این برخوردها ناشی از دیدگاهی است که چنین شادی و نشاط هایی را گام های اولیه به سوی تضعیف عفت عمومی می بیند و بنابراین تشریح دیدگاه من مناسب است.

به نظرم، عفیف بودن چیزی فراتر از حجاب داشتن است. به نظر من اگر زنی یا مردی حجاب رسمی مد نظر ما را رعایت نکند، عفیف بودنش زیر سؤال نمی رود. قبل از انقلاب زنان زیادی در جامعه ما حجاب نداشتند، ولی آیا انسان های عفیفی نبودند؟ من هشدار می دهم که حجاب را عین عفاف ندانیم. به نظر من زنان زیادی از جامعه ما حجاب مطلوب قانون را ندارند، ولی عفیف هستند. عفت شاخص های زیادی دارد. کما این که می توان کسانی را هم یافت که ظاهر مطابق قانون دارند و حجاب دارند (چه مرد و چه زن) ولی اصول عفت را رعایت نمی کنند. بنابراین تاکید ما باید بر عفت باشد. باید ببینیم عفت را چه چیزی تهدید می کند. به نظر من عفت مردم ما را فقر اقتصادی و ناتوانی در ازدواج، بیشتر تهدید می کند تا رعایت حجاب مطابق استانداردهایی که عده ای دوست دارند و تعریف کرده اند.

این را چرا گفتم؟ چون یک عده ای فکر می کنند اگر جوانان با هم کوه بروند، در یک مراسم شادی شرکت کنند، یا در خیابان با هم قدم بزنند، عفت جامعه خدشه دار می شود. اما واقعیت این است که عفت را چیزهای مهم تری تهدید می کند. برخی از برخوردها هم ناشی از نگاه پلیسی و امنیتی به جامعه است، نگاهی که همه چیز را سیاسی می بیند. در حالی که اجازه دادن به برگزاری برخی مراسم، شدت کنش و دیدگاه سیاسی را کاهش می دهد. در ضمن، مطمئن باشید که در ایده آل های جمهوری اسلامی، نفی شادی و نشاط نبود. در هیچ کدام از شعارهای ابتدای انقلاب شما شعار علیه شادی و شور جوانی پیدا نمی کنید.

این روزها وضعیت دانشگاه ها چندان رو به راه و قابل دفاع نیست. تفکیک جنسیتی دانشجویان، دانشجویان ستاره دار به دلایل سیاسی و امثالهم. شما برای بازگرداندن فضای دانشگاه ها به نشاط و شادابی چه نگاهی دارید؟

دانشگاه برای رشد به استقلال آکادمیک نیاز دارد. یعنی رئیس دانشگاه منتخب اعضای دانشگاه و طبق روال مشخصی باشد. در چنین دانشگاهی، که رویه ای دموکراتیک بر انتخاب مدیرانش حاکم باشد، کادر مدیریت دانشگاه زیر بار اقداماتی خلاف منطق آزادی و استقلال علمی نمی رود. ما در دولت اصلاحات تجربه آزاد گذاشتن دانشگاه ها را داریم. آن بخش از ضرباتی که به دانشگاه خورد هم نتیجه لجاجت ها و تنگ نظری های جریان اقتدارگرا بود. ببینید یک زمانی در اوج تمدن اسلامی، در دربار خلیفه عباسی، در حضور علمای مسلمان، افراد غیرمعتقد به اسلام در مجلسی که خلیفه تشکیل می داد، درباره خدا تشکیک می کردند و در باب توحید بحث می شد.

در چنان فضایی تمدن اسلامی به اوج می رسد. فضای دانشگاه با آزادی به شکوفایی می رسد. البته بعد از چندین سال برخورد پلیسی با دانشگاه، طبیعی است که آزادی دادن در ابتدا سبب بروز برخی رفتارها هم می شود. باید این ها را تحمل کرد و اعتماد متقابل به وجود آورد.

اصولا چقدر به تفکیک جنسیتی در عرصه های مختلف اجتماعی اعتقاد دارید؟

به هیچ عنوان دنبال تفکیک جنسیتی نیستم. هیچ جامعه ای در طول تاریخ نتوانسته است تفکیک جنسیتی کند، در جامعه پیچیده و پر از ارتباطات امروز نیز تفکیک جنسیتی هیچ کاربردی ندارد.

این سال ها بسیاری از جوانان هیچ امید و آینده ای را برای خود متصور نیستند و از همین رو به شدت موج مهاجرت به آن سوی مرزها (حتی بدون هدف های تحصیلی) رو به گسترش است. در این مورد چه باید کرد؟

باید اول جهت حرکت کشور را درست کنیم و معلوم شود قصد ما حرکت در جهتی است که امیدبخش است. من یک مثال بزنم تا درک مسئله ساده تر بشود. سطح کلی کیفیت زندگی در هندوستان پایین تر از ایران است. صدها میلیون هندی حتی به دست شویی بهداشتی هم دسترسی ندارند. ولی رشد اقتصادی و حرکت هند به سوی جامعه ای توسعه یافته تر، امیدی در دل متخصصان هندی ایجاد کرده و متفکران هندی در درون دموکراسی هند که بزرگ ترین دموکراسی دنیا خوانده می شود، اثربخشی ای برای خود احساس می کنند که آن ها را امیدوار کرده است و این جامعه دارد با نیروی متخصصان خود جلو می رود.

البته منظورم این نیست که در هند مهاجرت نخبگان وجود ندارد، ولی مثل ما نیست.

مشکل ما این است که امید را از افراد گرفته ایم. آن که 100 تومان سرمایه دارد و می داند روند جاری او را به 150 تومان می رساند، خیلی شادتر از کسی است که 1000 تومان سرمایه دارد و می داند روند جاری او را به 500 تومان می رساند. اولی وضعیت هند و دومی وضعیت ماست. ما باید با نجات اقتصادی، اصلاح سیاست ها و تغییر دیدگاهمان به جهان و اداره کشور، وضعیت اول را حاکم کنیم و در این صورت احساس اثربخشی نخبگان افزایش می یابد. اما وقتی هر اهل فکری را از دانشگاه بیرون کنیم، هر صنعتگر صاحب فکر و ایده ای را از اعتبارات محروم کنیم، و دانشجو را ستاره دار کنیم، وضعمان روز به روز بدتر می شود.

من شخصا سعی کرده ام در مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام متخصصان و اهل فکر از هر سلیقه ای را که توانایی تفکر، تحقیق، و دادن راهبرد دارند، گرد هم بیاورم. در آن مرکز راست و چپ، اصول گرا و اصلاح طلب کنار هم هستند. این یعنی با کسی برخورد حذفی نداریم.

شما فضای مجازی و اینترنت را تهدید می دانید؟ شبکه های اجتماعی مثل فیسبوک چطور؟ چه نظری در مورد فیلترینگ گسترده اینترنت دارید؟

فضاهای مجازی ابزارند، و هر ابزاری می تواند تهدید یا فرصت باشد. داروها برای درمان بیماری ساخته می شوند ولی می شود با آن ها خودکشی هم کرد. این ابزارهای در ضمن ناگزیر هم هستند. من یادم می آید که حتی آیت الله هاشمی رفسنجانی هم شبکه هایی مثل فیس بوک را پدیده های مبارکی خوانده بودند. واقعا هم همین گونه است. در همه تاریخ، به نظر من از ابزارها بیشتر استفاده مثبت شده تا استفاده منفی. شما نگاه کنید ببینید از انرژی هسته ای فقط دو بار برای کشتار گسترده استفاده شده است، ولی امروز بیش از 400 نیروگاه هسته ای در جهان برق تولید می کنند، و انرژی هسته ای در کشاورزی، صنعت و... کاربرد دارد. مگر جهان با انفجار بمب اتمی، کل انرژی هسته ای را کنار گذاشت؟ نه.

در ضمن در نظر داشته باشید که خیلی از اقدامات علیه آزادی فضای مجازی که توسط افراد و نهادهای خاص صورت می گیرد، مقاصد خیرخواهانه ندارد. یعنی خیلی هم دلشان به حال اخلاق عمومی یا تهدیدهای این فضاها علیه جوانان نسوخته است. مقاصد سیاسی دارد. از آزادی موجود در این فضاها می ترسند، دنبال محدود کردن اخبار هستند، و این محدود کردن ها هم جواب نمی دهد. کاش طرفداران فیلتر کردن توضیح می دادند که در محدود کردن دسترسی مردم به کدام خبر موفق بوده اند؟ کدام خبر مهمی در چند سال اخیر وجود داشته که فیلترینگ باعث عدم دسترسی مردم به آن شده است؟ این اقدامات حتی مانع دسترسی به سایت های غیراخلاقی هم نشده است. فیلترینگ گسترده جز این که دیوار بی اعتمادی میان مردم و دولت را بیشتر می کند و به اقتصاد ما ضربه می زند، خاصیت دیگری ندارد و مانع توسعه کاربری های مثبت اینترنت در ایران می شود.

در مورد محدودیت ها و سخت گیری های فراتر از قانون و شرع که این روزها برای زنان و دختران اعمال می شود، چه نظری دارید؟ در زمینه هایی مثل حضور در عرصه های اجتماعی، حضور در ورزشگاه ها، حجاب، رابطه معقول دختران و پسران...

فکر می کنم در آن جا که نظرم را درباره عفاف و حجاب گفتم، پاسخ شما را داده باشم. من با اعمال محدودیت های فراقانونی علیه دختران و زنان مخالفم. برخی آن قدر تنگ نظر هستند که حتی برخی فتواهای غیرسخت گیرانه تر مراجع را نیز برنمی تابند. رفتار آدم های سخت گیر امروز با تصوراتشان درباره اسلام نمی خواند. اسلام را کامل و راه حل همه چیز معرفی می کنند، ولی دست آخر نمی توانند راهی برای وارد کردن زنان به ورزشگاه ها پیدا کنند و راه محدود کردن را در پیش می گیرند. من البته معتقدم قطعا مشکل از سوی این افراد است.

وقتی عنوان «ایران» را می شنوید، چه حسی به شما دست می دهد؟ به نظر شما نمادهای غرور ملی و فرهنگ و تمدن ایرانی را چگونه می توان زنده نگه داشت؟

مدتی است می بینم و از دوستان هم شنیده ام که در مراسم مختلف، حتی مراسم عروسی، سرود «ای ایران» خوانده می شود. حس من موقع شنیدن کلمه ایران، مانند حس همان آدم هایی است که در یک حرکت جمعی هماهنگ نشده، خواندن و شنیدن سرود «ای ایران» را دوست دارند. حس غریبی است، مثل این که یک باره چند میلیون ایرانی به فکر مظلومیت وطن افتاده اند و از آن چه بر سرش می آید ناراضی اند. گویی غرور و افتخار را طلب می کنند.

نمادهای غرور ملی و فرهنگ ایرانی را باید از دست تخریب ها دور داشت. اگر این ها بناهای معماری هستند، باید حفظ کرد. اگر دانش و ادبیات است، باید آموخت و گسترش داد. و باید به یاد داشت که سرمایه غرور و فرهنگ یک ملت اگر به شیوه درست استفاده شود، هر قدر بیشتر استفاده شود، زاینده تر و اثربخش تر می شود. برعکس کالاها که وقتی مصرف می کنید کم می شوند، نمادهای غرور یک ملت، مثل شاهنامه فردوسی یا سینمای پرافتخار ایران را هر قدر بیشتر بخوانید و ببینید، اثرش بیشتر می شود. باید به گذشته با احترام و عقلانیت نگریست و استفاده کرد. باید به غرور گذشته، هر قدر هم با سلیقه ما سازگار نباشد، با احترام نگاه کرد.

در دوره سازندگی و آقای خاتمی سازمانی بود به نام سازمان ملی جوانان که متولی امور جوانان بود. این سازمان در دولت اخیر تعطیل و با وزارت ورزش ادغام شد. آیا برای برجسته کردن مسائل جوانان، نباید جوان ها سازمان و نهادی اختصاصی خودشان داشته باشند؟

من با سازمان درست کردن مخالف نیستم، اما سازمان ها را راه حل نمی دانم. ببینید اصلی ترین مشکلات ما در زمینه جوانان، بی کاری، بالا رفتن سن ازدواج و مسئله اعتیاد است. ریشه همه این ها هم عمدتا وضع اقتصادی نامناسب و بی کاری ناشی از آن است. البته همین وضع نامناسب، فضای ناامیدی ایجاد می کند و وضعیت را به لحاظ روانی، آزاردهنده تر می کند و مسائل بعدی به وجود می آورد. اما مگر سازمان جوانان می توانست نقش مهمی در ایجاد رشد اقتصادی و رفع بی کاری داشته باشد؟ سازمان جوانان مگر نقشی در گسترش بیمه های درمانی و پوشش بهداشتی جوانان داشت؟ ببینید این گونه سازمان ها نقش اجرایی نداشته اند و بیشتر سازمان های تحقیقاتی، مشورتی بوده اند. سازمان جوانان بیش از هر چیز پژوهش هایی درباره وضعیت جوانان انجام می داده است.

اصلا یکی از عللی که باعث شده وزارت ورزش و جوانان بیشتر روی ورزش متمرکز شود و بروز بخش جوانان آن کمتر باشد، همین است که بخش ورزش بیشتر اجرایی است، ولی بخش جوانان عمدتا تحقیقاتی و مشورتی است و بروز خبری چندانی ندارد. مسئله جوانان ما با سازمان های بیشتر حل نمی شود. البته باید تاکید کنیم که وزارت ورزش و جوانان تحقیقات مؤثرتری انجام دهد و به سیاست گذاری در عرصه جوانان کمک بیشتری کند. اما یادمان باشد که جوانان هم بر بستر همین جامعه زندگی می کنند و سرنوشت آن ها به سرنوشت بقیه گروه ها گره خورده است. بهبود کلی وضع جامعه، وضع جوانان را هم بهبود می دهد.

یکی از عواملی که در این سال ها باعث رکود فرهنگ و هنر و دلسردی و گریز بسیاری از اهل فرهنگ و هنرمندان شده است، بحث ممیزی و سانسور شدید است. شما چه راه و برنامه ای برای بازگرداندن فضای خلاقیت و نشاط به عرصه هنر و فرهنگ دارید؟

اولین برنامه اعتماد کردن به اهالی فرهنگ و هنر و باز گذاردن دست آن هاست. همین که سیاست ممیزی ما حداقلی باشد، خط قرمزها را دائم سخت گیرانه نکنیم، و نشان دهیم سانسور هدف نیست، فضا بهتر می شود. مگر در دوران اصلاحات چه کردند؟ به ممیزهای وزارت ارشاد گفته شد که سخت گیرانه برخورد نکنند. آدم ها در لیست سیاه نبودند. بیان افکار و حق اعتراض کردن، جزء حقوق اساسی افراد شمرده می شد. من باور دارم که اهل فرهنگ و هنر دلسوز کشورشان هستند، قصد تخریب ندارند و اگر آزاد باشند و دولت به عوض دخالت در کار آن ها، امنیتشان را تامین کند، خودشان مصالح جامعه را هم لحاظ می کنند. بالاخص این که ما تجربه سال های اصلاحات را داریم و جامعه برای استفاده از آزادی بسیار پخته تر و باتجربه تر شده است.

آقای روحانی شما چقدر ماهواره نگاه می کنید؟ کدام کانال ها را؟ نیامده اند دیش و رسیور شما را جمع کنند؟ لطفا بگویید چرا جوان ها با تلویزیون جمهوری اسلامی قهرند؟ چه باید کرد؟

مقامات سیاسی و بالاخص آن ها که در حوزه تصمیم گیری های استراتژیک هستند، به ماهواره ها دسترسی دارند. حتی آن ها که کمتر فرصت می کنند شبکه های ماهواره ای را تماشا کنند، در گزارش های نهادهای مسئول از محتوای برنامه های این شبکه ها مطلع می شوند. من به این شبکه ها دسترسی دارم و به دلیل سمت من در مرکز تحقیقات استراتژیک، ضروری است به آن ها دسترسی داشته باشم. کسی هم تاکنون نیامده است دیش و رسیور ما را جمع کند، و طبق قانون مجوزهایی برای افراد از سوی مقامات مسئول صادر می شود. اما من به طور کلی مخالفت با شیوه های خشن برخورد با استفاده کنندگان از ماهواره را اعلام کرده ام و معتقدم در عصر انقلاب دیجیتال، نمی توان در قرنطینه زندگی و حکومت کرد.

بخش زیادی از جوانان ما با صدا و سیما قهر کرده اند، چون صداقت، اخلاق و عدالت را آن چنان که شایسته است در آن ندیده اند. هر رسانه ای باید به نیاز مردم پاسخ دهد، و یکی از مهم ترین نیازهای مردم، نیاز به خبر و اطلاعات شفاف درباره مهم ترین موضوعات است. وقتی سهم اخبار خارجی بیشتر از اخبار داخلی است، وقتی تولد یک خرس پاندا در فلان باغ وحش چین پوشش داده می شود اما از اعتراض کارگران به شش ماه پرداخت نشدن حقوقشان خبری در تلویزیون ما گفته نمی شود، وقتی تمام اسطوره های فرهنگ و هنر که اندکی صدای منتقد دارند در تلویزیون ما سهمی ندارند، و وقتی چهره های سیاسی بزرگ مثل آقایان هاشمی و خاتمی، و گروه های سیاسی منتقد از تلویزیون حذف می شوند، بدیهی است که مردم و نه فقط جوانان با تلویزیون قهر می کنند. راه حل، تضمین آزادی بیان است. اگر روزی تلویزیون ما پوشش خبری اش بیشتر از پوشش خبری شبکه های خارجی نظیر بی بی سی شد، مردم با تلویزیون آشتی می کنند.

چقدر اهل تماشای فوتبال هستید؟ رنگ تیم محبوب شما چیست؟ آبی، قرمز یا رنگ دیگر؟

بازی های تیم ملی و بردهای مهم آن ها مرا خوشحال می کند. اتفاقا یکی دو هفته پیش مصاحبه ای درباره ورزش داشتم و گفتم که به ورزش نگاه استراتژیک دارم و آن را حتی برای امنیت و انسجام جامعه مهم می دانم. ولی باور کنید سمت مدیریت داشتن در شورای عالی امنیت ملی، یا ریاست مرکز تحقیقات استراتژیک و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بودن، وقت چندانی برای فوتبال دیدن باقی نمی گذارد. اما با همان نگاه استراتژیک برایم مهم است که به جام جهانی برویم و به همین دلیل از برد ایران برابر قطر بسیار خوشحال شدم. آبی و قرمز نیستم، اما در عرصه فوتبال بیش از همه از برنامه «نود» خوشم می آید.

قدرت تاثیرگذار آزادی بیان و قدرت نقد کردن را می شود در آن برنامه دید. اتفاقا به سؤال شما درباره قهر کردن با صدا و سیما هم ارتباط دارد. آیا شنیده اید که مردم با برنامه «نود» قهر کرده باشند؟ وقتی برنامه «نود» پخش می شود، کسی برنامه ماهواره ای نگاه می کند؟ الگوی برنامه «نود» می تواند برای کل جامعه ما درس آموز باشد. مسئله این است که برنامه «نود» داشتن، و ایجاد شخصیت هایی مثل عادل فردوسی پور به نفع خیلی ها نیست. فرض کنید یک برنامه «نود» اقتصادی داشته باشیم، آن وقت خیلی ها باید پست های خود را رها کنند و این به نفعشان نیست.

سیدمحمد خاتمی و آیت الله هاشمی را چطور شخصیت هایی می دانید؟

من افتخار همکاری با هر دو نفر را داشته ام. شخصیت های بزرگوار، اهل تدبیر و عقلانیت، دلسوخته منافع ملی و اخلاق مدار هستند. در ضمن، هرگز از مسیر اعتدال و توجه به منافع مردم خارج نشده اند. من اگر رئیس دولت شوم، از سرمایه هر دو بزرگوار استفاده خواهم کرد و به تشویق ایشان نیز وارد صحنه شدم.

ترانه های شجریان را چقدر شنیده اید؟ کدام را بیشتر دوست دارید؟

تعداد ایرانیانی که صدای شجریان را نشنیده باشند زیاد نیست و شاید اصلا کسی نباشد که صدای او را نشنیده باشد. حداقل همه ایرانیان صدای ربنای او را بارها بر سفره افطار شنیده اند. من نیز به نوای موسیقی او گوش داده ام. هم شکوه و گلایه او در «بیداد» را شنیده ام، هم به «دستان» او گوش داده ام، هم شعر سعدی را در «نوا» و مرکب خوانی او شنیده ام، و هم به هشدار او که «تفنگت را زمین بگذار» باور دارم. او هنرمند بزرگی است و عصاره دو قرن موسیقی ماست، با هنرمندان بزرگی کار کرده و آثار ماندگاری خلق کرده است. باید به او و خدماتش احترام گذاشت. هر چند برخی از سلایق سیاسی او خوششان نیاید.

موسیقی پاپ هم گوش می کنید؟ چقدر با ذائقه تان سازگار است؟

من موسیقی پاپ گوش نمی کنم، هر چند همه موسیقی پاپ را یکپارچه نمی بینم. کیفیت، سطح هنری و خیلی مشخصات دیگر در بین انواع موسیقی پاپ متفاوت است. اگرچه شنونده فعال موسیقی پاپ نبوده و نیستم، ولی در رادیو، تلویزیون و به مناسبت های مختلف موسیقی پاپ شنیده ام و معتقدم باید برای شنوندگان و تولیدکنندگان این موسیقی احترامی به اندازه بقیه قائل بود. اساسا قضاوت درباره موسیقی را باید به جامعه هنری و شنوندگان آن واگذار کرد. دولت ها فقط وظیفه دارند برای ارتقای تولید موسیقی به صورت کمی و کیفی زمینه فراهم کنند، و مطابق عرف و قانون و با تساهل و مدارای زیاد بر آن نظارت کنند.

آقای روحانی اگر به یک سفر چند روزه بروید، چه چیزهایی در چمدانتان می گذارید؟ کدام کتاب؟ کدام موسیقی یا چه چیز مهم دیگر؟

بیشتر اوقات با خودم کتاب می برم. البته معمولا در سفر برنامه زندگی آن چنان که می خواهید پیش نمی رود و اصلا بخشی از لذت سفر در همین پیش بینی ناپذیری آن است. خیلی مواقع هم گزارش های کاری مرکز تحقیقات استراتژیک، یا مجمع تشخیص مصلحت نظام را باید همراه ببرم و مطالعه کنم. این که چه کتابی همراهم می برم به این بستگی دارد که روی چه موضوعی کار می کنم.

رابطه تان با موبایل چگونه است؟ اهل اس ام اس هم هستید؟ چقدر از طنزها و شوخی های پیامکی خبر دارید یا برای شما از آن ها می گویند؟

تلفن همراه دارم، ولی اهل زیاد صحبت کردن نیستم. روحیه آدم هایی که در دستگاه های سیاست خارجی، دیپلماتیک، یا امنیت داخلی کار می کنند، این گونه است. در این مشاغل باید مواظب سخنان خود باشید. هر کلمه معنای خاصی دارد و می تواند هزینه ها و منافعی برای کشور داشته باشد. به تدریج عادت می کنید که زیاد حرف نزنید.

در جلسات همیشه کسانی هستند که از پیامک های بامزه سخن بگویند و این گونه مطالب را به دیگران هم منتقل کنند. بالاخره مدیران و سیاستمداران هم از شوخی ها و لذت های شهروندان برخوردارند. در این ایام تبلیغات انتخاباتی از پیامک هایی که برای همه کاندیداها ساخته می شود و من را هم در بر می گیرد بی بهره نمانده ام. جالب اند، واقعا ذوق مردم در این عرصه بی نظیر است. دوستان می گفتند هنوز مناظره اول به پایان نرسیده بود که سیل لطیفه ها درباره آن آغاز شد و برخی انصافا هنرمندانه بودند. البته خوب است یادآور شوم که از نظر من این ها نوعی اعتراض کردن کاملا مسالمت آمیز و مدنی هستند و بخشی از ظرفیت های ارتباطی جامعه جدید است. برخی وقت ها هم از آن سوءاستفاده می کنند، ولی در کل مثبت است.

اوقات فراغتتان چه موسیقی ای گوش می کنید و چه کتابی می خوانید؟ آخرین باری كه یك فیلم سینمایی را كامل تماشا كردید چه زمانی بود؟ كدام فیلم؟ فیلم محبوب شما كدام فیلم است؟ کتاب محبوب شما كدام كتاب است؟

اوقات فراغت بنده بیشتر به مطالعه و تحقیق می گذرد و کمتر وقت می کنم به موارد دیگری بپردازم. تقریبا به طور مشخص بیش از 10 ساعت از شبانه روز از وقت بنده به مطالعه و تحقیق می گذرد. در مورد فیلم محبوب بنده نیز نمی توانم نام فیلم خاصی را ببرم، اما اگر وقتی پیدا کنم، سعی می کنم که فیلم های ایرانی خودمان را تماشا کنم. آخرین را که تماشا کردم، فیلم «من مادر هستم» آقای جیرانی بود که با حضور خودشان و جمعی از عوامل فیلمشان در دفترم به تماشا نشستیم. در مورد موسیقی هم، عمدتا موسیقی سنتی ایران را گوش می کنم.

آقای دكتر، در پاسخ بسیاری از این پرسش ها، شما پاسخ های خیلی خوبی دادید. برای این که این ها تعبیر به وعده نشود مثل آن هایی که آمدند و گفتند موی جوان ها مسئله ما نیست ولی بعد بگیر و ببند و تفکیک جنسیتی و گشت ارشاد را راه انداختند و گفتند پول نفت را سر سفره مردم می آوریم و گرانی و تورم 50 درصدی را به گردن مردم گذاشتند. برای جوان ها چه تضمینی وجود دارد که این گفته های خوب و خوشایند توسط شما عملی شود؟

تضمین ما چند چیز است:

1- به منافع ملت ایران پای بند بودم که پرونده هسته ای به شورای امنیت نرود و سایه جنگ و تحریم روی کشور نیفتد، و تا زمانی که مسئولیت داشتم این کار را انجام دادم. بدون هیاهو هم این کار را انجام دادیم.

2- مردم باید سیاست مداران را نقد کنند و با استفاده از حقوق خود در مطبوعات، انجمن های سیاسی و حرفه ای به آن ها فشار وارد کنند که در راستای خواسته های مردم حرکت کنند. ما به مردم این آزادی ها را خواهیم داد تا بتوانند خواسته های خود را بیان کنند. در دوران آقای خاتمی هم این کار را از طریق دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی انجام می دادیم. آن جا هم که موفق نشدیم آزادی ها را تضمین کنیم، کارشکنی کسانی بود که جوانان خودشان می دانند.

3- یک تضمین هم خود جوانان هستند که نباید ناامید شوند و با تمام قوا و از همه روش های مسالمت آمیز و قانونی حق خودشان را طلب کنند.

4- من برنامه ای برای اداره کشور دارم که به شکل خلاصه آن تدوین و منتشر شده است. همین برنامه را از ستادها بگیرند و اگر من رئیس جمهور ایشان شدم، آن را به طرق مختلف یادآوری کنند و از بدنه اجرایی کشور تحقق آن ها را طلب کنند.

در مورد این واژه ها یک جمله بگویید: اصغر فرهادی، علی کریمی، سهراب سپهری، امیرکبیر، علی حاتمی/ تخت جمشید، دماوند، مشهد، دریاچه ارومیه، خلیج فارس، حافظ، فردوسی.

اصغر فرهادی: سینماگر جامعه شناس، که نامش در تاریخ مشاهیر ایران می ماند.

علی کریمی: طغیان تکنیک که رفتارهای اخلاقی اش هم به یادگار می ماند.

سهراب سپهری: او قطاری می دید که سیاست می برد و چه خالی می رفت.

امیرکبیر: اسطوره سیاست ورزی در چهارچوب منافع و دنبال کردن اقتدار ملی است.

علی حاتمی: دیالوگ های فیلم «حاجی واشنگتن » او بازنمایی برهه هایی از سیاست داخلی و خارجی ماست.

تخت جمشید: ذخیره ای ماندگار برای افتخار کردن و فرصتی برای توسعه توریسم و رساندن پیام عظمت ما به دنیاست.

دماوند: این غول سفید پای در بند، نشان آن است که در پس هر فراز و فرودی، می توانیم به قله های بلند نظر داشته باشیم.

مشهد: جایگاه تجلی کردن عمق احساس مذهبی و روحیات معنوی ایرانیان است.

دریاچه ارومیه: نگین آبی آذربایجان که با بی تدبیری، از فرصت به تهدید تبدیل شده و باید نجاتش داد.

خلیج فارس: یکی از بزرگ ترین فرصت های استراتژیک ایران، و شناسنامه حضور تاریخی ما در جهان است.

حافظ: عارف است، اما این شعر که «آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است با دوستان مروت با دشمنان مدارا» می تواند سرلوحه سیاست ورزی باشد.

فردوسی: هویت ایرانی را زنده نگه داشت.

در مورد این شخصیت ها یك كلمه بگویید كه احساستان را نسبت به آنها بیان كند:

امام خمینی: میراث او یعنی جمهوریت و اسلامیت را باید به یک اندازه پاس داشت.

آیت الله طالقانی: کاش همگان به اندازه او اهل تساهل و مدارا بودند.

مهندس بازرگان: مسلمان متخصص که همواره در مسیر اعتدال بود.

شهید چمران: کسی که معتقد بود تقوی مهم تر از تخصص است، اما آن کس که تخصص نداشته باشد و کاری را بپذیرد، بی تقواست.

شهید مطهری: کاش امروز بود تا از آزادی اندیشه منتقد و مخالف دفاع می کرد.

شهید همت: سرمایه ای برای ملت ایران که متعلق به هیچ جناحی نیست.

دكتر شریعتی: او از امام حسین(ع) آموخته بود که آزادگی مقدمه دین داری است.

دكتر بهشتی: روحانی دوراندیشی که دین، سیاست و جهان مدرن را خوب می شناخت.





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها : صحبت‌های مهم حسن روحانی درباره زن و حجاب و گشت ارشاد و اینترنت، جالب انگیزناک، صحبت های مهم رئیس جمهور،
اعضای هیأت رئیسه انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران با سید محمد خاتمی دیدار کردند و با بیان مطالب و دغدغه های خود خواستار انتقال این مطالب به رئیس جمهوری منتخب شدند.
 
khatami1.jpg

بسم الله الرحمن الرحیم
اولا خیلی خوشحالم که شما را می بینم. این مطالبی که شما می گویید نشانه پختگی و بلوغ شماست و نشان می دهد شما می توانید از افکارعمومی – که بعضا اظهار می شود و بعضا در دلها نهفته است و اگر زمینه فراهم شود با شکوه خود را نشان دهد-نمایندگی کنید. در عین دلسوزی برای کشور و انقلاب و مردم خواستار تحول در همه عرصه های سیاسی و اقتصادی جامعه هتسد و این مسیر را موجب تقویت نظام می دانید؛ نه افکاری که به نام دفاع از ارزشها بزرگترین لطمه را به نظام و انقلاب و کشور می زند. مطالب شما که لب اصلاح طلبی واقعی است را وقتی می شنوم خوشحال می شوم. می دانم که در این سالها و بخصوص ۸ سال اخیر خیلی سختی کشیدید و می دانم که حاضر نیستید دست از انقلاب و مصالح کشورتان بردارید و در عین حال از آنچه می گذشت و می گذرد ناراضی هستید و می خواهید در راستای همان ارزشها اوضاع تحول یابد. 
 
من بارها گفته ام که انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران بقیه السلف جریان اصیل دانشجویی است که دلش برای انقلاب و کشور می سوزد و هم از بسیاری روندها ناراضی است وتا امروز دوام یافته است. امروز بسیاری از جمع های اینچنینی احساس امید می کنند.
من بارها با دانشجویان صحبت کرده ام و با شما هم صحبت کرده و در آینده هم در صورت مساعد بودن فضا صحبت خواهیم کرد که چطور از اصول منحرف نشویم و چطور به سمت آرمانها حرکت کنیم.
 
خوشحالم که خداوند در این ایام شعبان که پر از رحمت و برکت الهی است و درهای رحمتش به روی بندگان باز است و در اعیاد بزرگی که داریم بخصوص در آستانه سال روز ولادت حضرت بقیه الله(عج) هستیم و میلاد امام حسین(عج)، حضرت ابوالفضل(ع) و امام سجاد(ع) را پشت سر گذاشتیم، خداوند یک شادی دیگر هم نصیب ما کرد که آن برگزاری یک انتخابات پرشور بود. گرچه موانع زیادی در این انتخابات بود اما زمینه ای پیش آمد که مردم حضور پرشور یافتند. این انتخابات واقعا حماسه شد و حماسه ای که رهبری می خواستند محقق شد. گرچه کسانی بودند که نمی خواهم بگویم با سوء نیست، اما نمی خواستند حماسه محقق شود که نمونه بارز آن ردصلاحیت آقای هاشمی رفسنجانی بود. الحق به محض اینکه ایشان آمد احساس کردیم انفجار امید و حرکتی در جامعه ایجاد شد که اگر ادامه می یافت، اتفاقی شکوهمندتر از آنچه اتفاق افتاد رخ می داد. زیرا عملا ردصلاحیت ایشان می توانست جلوی حماسه را بگیرد، اما برکت حضور مردم و هوشمندی همه-بخصوص شما جوانان و کسانی که به آینده ممکلت چشم دوخته اند- همه حضور یافتند و انتخاباتی پرشور برگزار شد. من وقتی که به آراء نگاه می کنم –از روستاها تا شرهای بزرگ، از کارگر و کشاورز تا استاد دانشگاه- می بینم تمام آنها یک حرف را می زنند این نشانه رشد و بلوغ جامعه ماست. 
 
یعنی حرف اصلاح طلبی واقع گراست که ما جز انتخابات راه دیگری نداریم و با وجود مشکلات، بدیلی برای انتخابات نداریم و بدیل آن خطرناک است. البته انتخابات باید مطلوب تر باشد و همه بتوانند در آن حضور یابند. اما اینکه بخش زیادی از مردم با وجود عدم تمایل برخی و نپسندیدن آنها در انتخابات حضور پیدا کردند، خیلی مهم است. یعنی ما با وجود آن نخواستن های دیگران حضور پیدا کردیم و خودمان را محروم نکردیم. 
 
من نمی خواهم جامعه را به اصلاح طلب و غیر اصلاح طلب تقسیم کنم؛ اما گفتمان اصلاح طلبی واقعیتی است که بخصوص در این سالها بشدت مورد تخریب قرار گرفت؛ از طریق تخریب شخصیتهای اصلاح طلب یا افراد عاقل. بعد از چند سال بمباران گفتمان اصلاح طلبی، مردم نشان دادند گفتمان اصلاح طلبی را می پذیرند؛ البته حرف من فقط اصلاح طلبان نیست، منظورم گفتمان است. در دل این گفتمان اعتدال و بهره گیری از همه نیروها در کشور نهفته است. گفتمان اصلاحات گفتمانی است که می کوشید سیاست را اخلاقی کند و نه اینکه دین و اخلاق را سیاسی کند و سیاست را نظرگاه تنگ گروههای خاصی بداند. این گفتمان از نظر اصلاحات درست نیست و بر اساس نظر اصلاحات سیاست باید در خدمت اخلاق و دین باشد. از جمله مسائلی که در جریان انتخابات مشخص شد، وجهه اخلاقی اصلاحات بود. یعنی کاری که آقای عارف کرد و الحمدلله بهره اش را هم برد و در افکار عمومی بروز وظهور بیشتری یافت، از نمونه های آن بود.
 
من در سال ۸۷ که بحث انتخابات بود و به رغم بی میلی وارد شدم و با ورود جناب آقای مهندس موسوی بلافاصله و بدون هیچ تردیدی اعلام کردم که کنار می روم. زیرا ما به فکر موفقیت گفتمان اصلاحات و حفظ منافع مملکت هستیم و می خواهیم اوضاع کشور بهبود یابد. بنابراین چرا به دنبال قدرت بیاییم و گروهها را از هم بپاشانیم؟ من خدا را شکر می کنم و از این وضع ناراضی نیستیم. من فکر می کنم در این دوره انتخابات از طریق اصلاح طلبان و آقای عارف به وضع بهتری رسیدیم. من فکر می کنم در دینی شدن سیاست -با دیدگاههای باز- می توانیم بحث های زیادی کنیم و خواهیم کرد و به موفقیت های بزرگی در این زمینه رسیدیم.
 
در این انتخابات معلوم شد شد که مردم چه می خواهند و راه نجات مملکت کدام راه است. این کار با آرام ترین راه انجام شد؛ ما آرام ترین انتخابات را داشتیم؛ در عین نگرانی ها و دلهره ها مردم نشان دادند که رشید هستند و راه خودشان را می خواهند و نشان دادند نظام را می خواهند، نه تغییر نظام را، ولی از اوضاع راضی نیستند.
 
آقای روحانی شخصیت شناخته شده، توانا، خوب، امتحان داده، مورد احترام و دارای مواضع روشن است که ما هم همین را می خواهیم. اگر یکی از کسانی که اصلاح امور را می خواست اما اصولگرا بود و می دانستیم اهداف ما را پیگری می کند؛ از او هم حمایت می کردیم. زیرا ما گفتمان مان را می خواهیم، ما می خواهیم مملکتمان نجات یاید، ما می خواهیم کشورمان در دنیا جایگاه خود را پیدا کند و جایگاه مردم ما در جهان ارتقاء یابد، فضای امنیتی در کشور به فضای سیاسی مطلوب تبدیل شود. به فضایی تبدیل شود که همه حرف بزنند و قانون اساسی بطور کامل اجرا شود که در این زمینه صحبت خواهم کرد.
 
آقای دکتر روحانی امروز با رأی قاطع شما و به رغم فضای رسمی توانسته است رأی مردم را بگیرد و حرف ایشان درست است؛ امروز آقای دکتر روحانی رئیس جمهور همه کشور است؛ حتی همه آنهایی که به او رأی نداده اند. اصلا جای نگرانی نیست! رئیس جمهوری می خواهیم که رئیس جمهور همه باشد و البته باید از همه نیروهای کاردان، عاقل، توانا و مورد اطمینان از هر جناح باید استفاده کند. خدا را سپاسگزارم که اصلاح طلبی رشد و اخلاق خود را نشان داد و با تمام وجود در صحنه تأثیرگذار بود، از هیچ کس هم سهم خواهی نداریم؛ می خواهیم کشورمان پیشرفت کند. درست است که همه از حصر آقای موسوی، خانم رهنورد و آقای کروبی ناراحتیم و بسیاری از عزیزانمان در زندان هستند؛ اما همان زندانی ها در انتخابات شرکت کردند و مردم هم با وجود رنج هایی که کشیده بودند رأی دادند. از خدا می خواهیم که همه عزیزان آزاد شوند.
 
اما یک نکته بگویم؛ منشاء این رفتارها تنگ نظری ها و گفت و گو نکردن و سلطه فضای امنیتی است. اگر این مشکل نبود حصر و حبس ها هم نبود. لذا می خواهیم فضای امنیتی نادرست از بین برود تا همه بتوانند حرفشان را بزنند. در درجه اول من از جناب آقای دکتر روحانی تشکر می کنم که بحث آزادی و بازگشایی و تأسیس انجمن ها را مطرح کردند و در درجه اول می خواهم که همین انجمن هایی که الان هستند به راحتی بتوانند حرفشان را بزنند تا فضا برای دیگران باز شود. یک رویه هایی در کشور ایجاد شده که با کمال تأسف به عنوان گفتمان انقلاب مطرح شده است و گویی بقیه ضدانقلاب هستند. نه! اتفاقا ما از انقلاب دفاع می کنیم. اینکه رهبر گرامی در روز انتخابات می گویند کسانی که مخالف نظام هستند هم بیایند رأی دهند، من این را سیاست کلی می دانم؛ نه آنکه می گوید هر مخالفی باید نابود شود و به تمام افراد باسابقه با تهمت جاسوسی کوبیده شوند. اگر ما یکر روز گفتیم زنده باد مخالف من، می بینیم که رویکرد نظام همین است. یعنی آقای مخالف! خانم مخالف! تو یا رأی بده، تو هم شهروند این کشور هستی و حق داری؛ تو هم باید مورد احترام باشی؛ تو هم باید در سرنوشت شرکت کنی! این رویکرد بسیار جالبی است. وقتی گفته می شود رأی مردم حق الناس است و این از حق الله بااهمیت تر است، آدم یاد جمله امام می افتد که گفت«میزان رأی ملت است».
 
پس بنابراین نباید بگوییم در جهات کلی مشکل داریم؛ بیاییم مشکلات و انحرافات را جبران کنیم و همه چیز را سر جای خودش برگردانیم. البته مسائل اقتصادی و فرهنگی بسیار مهم است. من از سخنان شما تشکر می کنم و می خواهم به عنوان یک جمع قابل اعتماد با آقای روحانی هم نظراتتان را در میان بگذارید و ایشان کسی بهتر از شما پیدا نمی کند که بتوانند دغدغه ها را بیان کنند. شما بروید و دغدغه ها و خواسته هایتان را مطرح کنید و بگویید انتطار خاصی هم ندارید که شما هم بکار گرفته شوید. 
 
مطالب آقای روحانی مطالب بسیار خوب و پخته و تأمین کننده خواسته های ما است و نیز با کمال شجاعت و قاطعیت گفته است که من پایند آنها هستم. ما باید بیان کننده مطالبات مردم باشیم-که می گویم چگونه باید بیان کننده آنها باشیم- و سعی کنیم این مطالبات را در مسیر معقول تر و واقع بینانه پیگیری کنیم. اینکه می گوییم فضا باید باز شود یعنی ما می توانیم واسطه خوبی برای شکل دادن و هدایت کردن و التیام افکار عمومی باشیم و مطالبات عمومی را به دولت منتقل کنیم. اصلا جامعه مدنی ینعی بودن نهادهای واسطه میان مردم و حکومت؛ نه حکومت ارباب مطلقق مردم است و نه مردم توقع بیجا از حکومت داشته باشند. جامعه مدنی هم مطالبات را مطرح می کنند وهم از حکومت می خواهد که آنها را انجام دهد. ما می خواهیم در میان مردم باشیم و نماینده مطالبات آنها باشیم و البته حمایت کننده دولتی باشیم که نماینده آنهاست.
 
مواظب باشیم شتاب زدگی نکنیم که توقعات بیجا از دولت ایجاد نشود؛ دولت معجزه نمی تواند بکند. فقط می گوییم اگر مردم برای حفظ نظام از تغییر می گویند، رویکردها تغییر کند و اندک اندک پیش برویم. فردا تورم و بیکاری ویران کننده از بین نخواهد رفت و روابط خارجی اصلاح نخواهد شد. نباید این توقعات را داشته باشیم و در آن صورت کسانی که شکست خوردند نماینده مطالبات افراطی و فشارآورنده به دولت خواهند بود. رئیس جمهور رئیس جمهور کشور است و در یک چارچوب کار می کند. ما یکسری اسناد و قوانین بالادستی داریم. در قانون اساسی رئیس جمهور فقط رئیس دولت نیست، بلکه مجری قانون است؛ که البته بعضی ها این را قبول ندارند و باید مقابل آنها ایستاد. رئیس جمهور اگر تخلف کرد مجلس و دیوانعالی کشور و... می توانند با او برخورد کنند. اما اگر نهادهای دیگری مانند مجلس و شورای نگهبان و... تخلف کردند چه کسی باید تذکر دهد؟ اتفاقا اشکال این است که قانون اساسی از سوی نهادهایی نقض شده است که جوابگوی دیگران نیستند. البته در مورد ساز و کارهای آن باید بحث کرد. خوشبختانه دکتر روحانی گفتند که من مجری قانون اساسی هستم؛ باید روی این اصل ایستاد و در چارچوب سیاستهای کلی باید عمل کرد. باید حق سخن گفتن مخالف و اینکه میزان رأی ملت است باید به رسمیت شناخته شود. سند چشم انداز بیست ساله افتخار ماست که متأسفانه نه تنها در جهت آن گام برنداشته ایم، بلکه کنار گذاشته شده است و آقای روحانی باید تلاش کند این قطار را روی ریل خودش برگرداند و جبران ۸ سال را کند وسرعت ببیشتری هم بدهد؛ زیرا رقبای ما در منطقه با سرعت در حال حرکت هستند. رئیس جمهور باید در چهارچوب اسناد بالادستی کار کند. من عرض بکنم؛ رئیس جمهوری موفق خواهد بود که با رهبری هماهنگ باشد و رهبری هم برای برآورده شدن قول هایی که رئیس جمهور به مردم وعده داده به وی کمک کند. زیرا مردم از او انتظار تحقق آنها را دارند و رئیس جمهور باید حمایت شود. به صراحت بگویم؛ تمام دستگاهها باید با رئیس جمهوری که نماینده مطالبات مردم است هماهنگ باشند. نمی گوییم از حقوقشان بگذرند، اما مردم از رئیس جمهور در زمینه های مختلف مطالبه دارند و باید با اراده ملی هماهنگ بود. البته او هم باید طبق قانون عمل کنند. 
 
هماهنگی رئیس جمهوری با رهبری و هماهنگی نهادها با وی باید یاشد. نهادهایی هستند که نمی خواهند به کسی پاسخگو باشند؛ آنها باید در مقابل رئیس جمهور پاسخگو باشند. همه باید دست به دست هم دهیم، الان که افقی به روی آبنده باز شده مشکلات جبران شود. فضا برای کار، تولید و سیاست خارجی خوب باز شود. می توان اصول را حفظ کرد، اما فشارها روی ملت کم شود. الان با یک انتخاب مردم و یک فضای روانی هم در داخل شاهد کاهش فشار و کم شدن قیمت ارز هستیم و هم در خارج، زمینه های ایجاد می شود که امیدوار می شویم. اگر این ها در عمل هم محقق شود باعث خوشحالی مردم است. 
 
من در درجه اول دست یکایک این ملت بزرگوار را می فشارم و از حضور شگفت انگیز آنها تشکر می کنم. همچنین تبریک می گویم به نماینده منتخب مردم جناب آقای دکتر روحانی و برایشان موفقیت آرزو می کنم و همه را به همکاری با ایشان فرا می خوانم. از روستاییان، زنان، بخصوص جوانان، مردان، جریانات گفتمان اصلاح طلبی-نمی خواهم دسته بندی کنم- و... تشکر می کنم. در هفته های اخیر مردم شعار ائتلاف می دادند و از همه بخصوص آقای عارف که اجماع را ایجاد کردند، تشکر می کنم. یکدفعه جریانی شکل گرفت که تا عمق روستاها هم رفت. من از همه آنها بخصوص جوانان قدردانی می کنم. خدا را شکر می کنم که نتیجه انتخابات آمدن جنابی آقای روحانی بود؛ با مواضع منطقی که دارند. آقای روحانی هم باید از تمام جریانات استفاده کند؛ امروز روز تقابل نیست، روز همدلی است. فقط و فقط ما باید سعی کنیم افراط گری و تنگ نظری-از هر طرف- میدان دار نباشد. همه در صحنه بیایند و کار و تلاش کنند؛ ما هم چیزی جز اجرای ضوابط قانونی برای مردم، کارآفرینان، طبقه متوسط و... نمی خواهیم. باید مردم از بیکاری و مشکلات معیشتی نجات یابند. باید فضا باز شود و کسانی برای اظهارنظر مورد فشار قرار نگیرند.
 
ما چیزی جز آنچه آقای دکتر روحانی در اظهاراتشان گفتند نمی خواهیم. اما توقع داریم که با جدیت پیگیری شود و از ملت می خواهیم صبور و واقع بین باشند. در میان مطالباتی که هست اولویت ها را در نظر بگیرید. اگر دولت یک اولولیتی را تشخیص دهد، هماهنگی و همراهی کنید. انتظار نداشته باشید یک شبه تمام مطالبات ما تحقق یاید. همین که جو عوض شود و مردم بدانند در جهت مطالبات آنها گام برداشته می شود مردم صبر و همراهی می کنند.
 
من از همه کاندیداهایی که در عرصه بودند و همه کسانی که پای صندوق آمدند-به هرکس که رأی دادند- تشکر می کنم؛ همه در آفریدن حماسه نقش داشتند. اما رئیس جمهور دارای گفتمان، مطالبات و دیدگاههای ویژه است که از مردم رأی گرفته است و همه باید کمک کنیم که پیش برود و در عین حال مراقبت کنیم که از این خواسته ها انحراف ایجاد نشود.
 
در پایان لازم می دانم از قهرمانان افتخار آفرین فوتبال تشکر کنم که با همت مضاعف و تلاش ارزنده، جشن شادی مردم را کامل کردند و ایران برای چهارمین بار به جام جهانی راه یافت. از همه دست اندرکاران تیم فوتبال بخصوص بازیکنان عزیز تشکر می کنم.




نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها : سید محمد خاتمی، دیدار اعضای هیأت رئیسه انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران،


( کل صفحات : 14 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
--- ---
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic